۱۳۹۱ اسفند ۴, جمعه

اندر خطرات گرفتاری در نام "فیلسوف"

خیلی ها هستند که فکر می کنند هر کسی فیلسوف است، آدم خوبی است و حرف هایش و عقایدش باید خیلی عالی باشند. در ایران، برای بازی های سیاسی، لقب فیلسوف به همفکران سیاسی خیلی سریع داده می شود. دیگر کسی فکر نمی کند که آن حرف درست است یا غلط. چون فلانی فیلسوف است،  آن حرفی که زده، باید درست باشد. من کلن با اینگونه سطحی گری ها مشکل اساسی دارم.

خوشبختانه می توان از تاریخ (البته این تاریخ متاسفانه بسیار تلخ است) درس گرفت. نوشته زیر را بخوانیم و رویش فکر کنیم. به نظر من یکی از بزرگترین مشکل های تعداد کثیری از جوانان امروز ایران، گرفتار شدن در همین القاب می باشد. القابی که اجازه نمی دهند خودمان فکر کنیم. زیرا به یک فیلسوف مانند یک پیامبر یا چوپان نگاه می کنیم که قرار است راه را به ما نشان دهد.

نوشته زیر را دانیل جعفری گرامی ترجمه کرده که بازخوانی می کنم:

Balatarin

۱۳۹۱ بهمن ۲۶, پنجشنبه

ارمیا را حمایت می کنم


تا به حال برنامه آکادمی گوگوش را ندیده بودم. جنجالی که به خاطر حجاب ارمیا به راه افتاده، باعث شد برای اولین بار به  وبسایت آکادمی سری بزنم. 

حجاب ارمیا اختیاری است. کسانی که با آن مشکل دارند، مجبور نیستند نگاهش کنند. البته غر غر کردن یا نقد کردن هم حق افراد است. 

من صدای ارمیا را دوست داشتم. ویدیوی ملاقاتش با گوگوش را دیدم. صحنه بغل کردنشان خیلی زیبا بود. عکس بالا نشان می دهد که باحجاب و بی حجاب لزومن با یکدیگر مشکلی ندارند.

به نظر من، ارمیا قربانی دعواهای سیاسی داخل ایران شده است. ارمینا قربانی کثافت کاری های گشت ارشاد هم هست. ارمیا اولین کاندیدای آکادمی گوگوش است که من در فیسبوک لایکش کردم، زیرا می خواهم از حقوقش دفاع کنم. می خواهم از حجاب اختیاری دفاع کنم. 

Balatarin