۱۳۹۲ آبان ۲۳, پنجشنبه

دولت جدید، کلید آزادیِ موافقین و مخالفین دولت روحانی



1. بعد از رئیس جمهور شدن روحانی، چند تن از زندانیان سیاسی آزاد شدند. طرفداران روحانی می گویند این آزادی‌ها نتیجه‌یِ گام‌ها و تلاش‌های دولت جدید است، هر چند مقامات قضائی ایران تاکید می کنند که چنین نیست و آزادی‌ها ربطی به دولت جدید ندارد. 


اینجا، لازم است گفته شود که از مقامات قضائی انتظار دیگری نمی‌توان داشت. قوه قضائیه چه مستقل باشد چه نباشد، ادعای استقلال را خواهد شد. معتقدم در تمام دنیا، قوای قضائیه استقلال کامل از دولت را ندارند، هر چند مرزهای استقلالِ قوا در کشورهای مستقل با یکدیگر متفاوت می‌باشند. برای مثال، دادگاه انگلستان در این حد مستقل است که رایی به نفع کشتی رانی جمهوری اسلامی صادر می کند، ولی در موارد اجتماعی - سیاسی یا اقتصادیِ مربوط به سیاست داخلی، سیاسی تر عمل می کند (برای مثال این نوشته گاردین را بخوانید). هر چند قوه قضائیه انگلستان در تاریخ خود به دلایل سیاسی احکامی داده باشد، در کل و در مقایسه با دیگر کشورهای جهان از استقلال بیشتری برخوردار می باشد. پس استقلال قوه قضائیه نیز مانند "دموکراسی"، "آزادی" یا "عقلانیت" مفهومی است نسبی و نه مطلق. 

پس به علت سابقه قوه قضائیه ایران، به گفته‌های سخن‌گویان این قوه توجه کم‌تری می شود. بنابر این این نوع استدلالِ طرفداران دولت جدید (و البته نه فقط ایشان، بلکه دیگرانی که از این استدلال استفاده می کنند)، اشتباه نیست. 

2. حال، منتقدین و مخالفینِ دولت روحانی می‌توانند بگویند اگر آزادی‌های اخیر را به حساب دولت جدید می‌گذارید؛ بازداشت‌های اخیر را نیز باید به حساب او بگذارید، مگرنه استدلالتان استانداردی دوگانه می‌باشد. به نظرم در این مورد استدلال طرفداران دولت غیر منطقی نیست، چرا که قوه قضائیه به عنوان اهرم جناح راست افراطی، می‌تواند برای بدنام کردن و شکست دادن دولت جدید، از قدرت خود استفاده کرده، حامیان دولت را ناامید کند. 

در دراز مدت اما این نوع استدلال از طرف حامیان دولت، قانع کننده نخواهد بود. اگر دولت روحانی واقعن خواستار آزاد کردن زندانیان سیاسی باشد و موفق نشود، دواتی ناتوان است. 

3. چه حق با طرفدارن و چه با مخالفین یا منتقدین دولت روحانی باشد، افزایش آزادی‌های اجتماعی منوط به فشار مردم و گروه‌های سیاسی - اجتماعی خواهد بود:

- اگر دولت خواهان آزادتر شدن جامعه باشد، برای مقابله با اهرم‌های جناح راست، نیاز به قدرت اجتماعی خود خواهد داشت. (سوال: آیا فعال‌تر شدن خاتمی برای بازآوردن مردم به صحنه سیاسی می‌باشد؟)
- اگر اهداف دولت تمامن امنیتی باشند، فشار مردم می‌تواند دولت را مجبور به کم کردن نارضیاتی‌ها بکند. 

به نظرم دو گروه ذکر شده موافقن و مخالفین روحانی که یک هدف را دنبال می‌کنند[1]، مکمل یکدیگر می‌باشند. وجود هر دو در کنار یکدیگر و نقد دو گروه بر هم، می‌تواند کلید آزادی‌های اجتماعی و سیاسی باشد. 

***

پاورقی:
[1] طبیعتن منظور طرفداران و مخالفین افراطی نیستند، بلکه منظور مردم و گروه‌های منطقی دو طرف می‌باشند. هدف، روند آزادی است. 

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر