۱۳۹۲ تیر ۱, شنبه

از "داستان بی پایان" - یک

عکس لزومن ربطی به متن ندارد
آتریو که می خواست بیشتر بداند پرسید: «و من، من چه خواهم شد؟»
گمرک لبخند تمسخر آمیزی زد.
«این را به تو نمی گویم پسرک. خودت خواهی دید، یا بهتر است بگویم نخواهی دید. چون تو، دیگر تو نخواهی بود.»

ادامه دارد

با تشکر از هدیه بابت یافتن متن فارسی

زیر نوشت:
"داستان بی پایان" در ویکی پدیا
کتاب را اینجا می توانید بخرید

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر