۱۳۹۲ خرداد ۲۰, دوشنبه

رای نمی دهم؛ شما هم مراقب خودتان باشید

پس از خواندن یک عالمه نظر و نوشته و بعد از یک عالمه سبک سنگین کردن اوضاع، تصمیم گرفتم که رای ندهم!

این قسمت از نوشته آرش بهمنی در فیسبوک هم یکی از بهترین هزار دلیل بنده می باشد:
"هیچ اعتقادی هم ندارم که رای ندادن من باعث انتخاب جلیلی یا هرکس دیگری می‌شود که باعث بدتر شدن اوضاع می‌شود. اساسا قرار نیست که جلیلی یا هرکس دیگری سیاست‌های کلی نظام را تعیین کند - مگر این‌که معتقد باشیم آقای خامنه‌ای در هشت سال گذشته کاره‌ای نبوده‌اند وسیاست‌ها را احمدی‌نژاد به تنهایی و شخصا طراحی و اجرا کرده است"
روحانی در روزهای اخیر حرف های قشنگی زده. برای مثال گفته "کاری کنیم همه زندانیان سیاسی آزاد شوند". 

بعضی وقت ها بد نیست به نظر افرادی که از بیرون گود به ماجرا نگاه می کنند هم نگاهی کنیم. یکی از خوانندگان آلمانی وبلاگ آلمانیم، که کمی هم فارسی بلد است و با علاقه ای عجیب ماجرا را دنبال می کند و برای مثال مناظره سوم را به طور کامل نگاه کرده، در گفتگویی با من نوشته (من ترجمه می کنم):
"روحانی نقش دلقک یا طعمه را بازی می کند. تعداد از اعضای ستاد وی دستگیر شده اند. این کار حتی 4 سال پیش قبل از انتخابات انجام نشد. روحانی حرف هایی می زند که از خطوط قرمز نظام عبور می کنند، دیگران به خاطر حرف های او دستگیر می شوند و روحانی هنوز کاندید مانده؟"
در جواب من که ولایتی هم چنین حرف هایی زده، نوشته:
"ولایتی اجازه دارد که هر آنچه می خواهد بگوید. او کاملن وفادار به خامنه ای است. "دروغ گفتن" جزئی از فضاسازی انتخاباتی است. اگر به "روان شناسی توده ها" (کتابی که توصیه می کنم بخوانی) اعتقاد داشته باشیم، یک"باید" است."
"آن ها گویا حتی روی این مساله حساب باز کرده اند که هنوز همه متوجه نشده اند که فقط خامنه ای سیاست مذاکرات را تعیین می کند".
تصمیم گرفته بودم تا روز انتخابات، دیگر مقاله ای ننویسم. دوستی به من نوشته بود اگر در روزهای آتی اتفاقی برایمان افتاد، به فکرمان باش. دیدم ننوشتن سطرهای بالایی خیانت است به دوستانی که با یک دنیا امید، دارند خودشان را به خطر می اندازند. اگر پس از افتادن اتفاق ها کاری از دست امثال من بر می آمد، وضع کشور چنین نمی بود. نهایتن تاکید می کنم که بر این نکته هم آگاهم که با رای ندادنن، اتفاق خاصی حداقل در کوتاه مدت رخ نمی دهد. ولی به نظرم بهتر است که بدانند که "می دانیم" قدرت اصلی دست کیست. گیرم که تقلب هم نکنند.

پس نوشت: یک پیش بینی خوش بینانه و زیبا هم لادری کرده؛ فکر کنم حیف باشد اینجا هم نگذارم:
"تحریم‌ها باید رفع می‌شد٬ اما آبروی اتمی در داخل چه؟ فردی باید پیدا می‌شد که کاسه و کوزه‌ها سر او بشکند. چه شخصی بهتر از جلیلی ؟ از الان مذاکره کننده‌ی بعدی هم ولایتی انتخاب شده.
برادران ارزشی توجه داشته باشند یک بار دیگر از خودی رکب نخورند. به کدهایی که در مناظره‌ها داده می‌شود بیشتر دقت کنند. و من الله توفیق."

Balatarin

۱ نظر:

  1. درود http://reviewer-1.blogspot.com/
    با وجود حمایت رسمی و محکم خاتمی از حسن روحانی و نیز کناره گیری دکتر عارف، کما کان بر نظر خود برای عدم شرکت کردن فعالانه در انتخابات تاکید دارم.


    - بی شک مصالح و منافعی که اصلاح طلبانی چون طیف خاتمی و میانه دارانی مثل هاشمی و راستی های میانه ای چون مطهری دارند را من و شمای نوعی نداریم.
    - انچه میماند منافع ملی است . بنده نیز چون شما بر این اعتقادم که منافع وجود حسن روحانی بر مسند ریاست جمهوری از تمام کاندیداهای دیگر بیشتر است، ولی در نهایت فایده ان، سودی حد اقلی برای مردم خواهد بود.


    خواسته های حدالقلی مطرح شده از سوی خاتمی هرچند تلاشی برای ماندن در حاکمیت و کاهش فشارها بر بدنه اصلاحات و نیز رانده نشدن انها به سرنوشت گروهایی مثل ملی مذهبی ها دارد ولی این روش در نهایت نوعی عقب نشینی از خواسته های ملت می باشد.


    به نظر می رسد باید مردم بار دیگر خود رهبری خواسته هایشان را به عهده گیرند و برای چندمین بار جلو تر از رهبران خود حرکت کنند.


    عدم شرکت فعالانه، خود نوعی انتخاب است. با این تفاوت که در چیدمان انتخاباتی پیش رو خود را ملزم به شرکت در بازیی نمی بیند که رقیب برایش چیده است و با انتخاب عدم شرکت در انتخابات و نیز مطرح کردن خواسته های خود (حداکثری) نوعی اپوزوسیون داخلی قوی و در عین حال مطالبه محور را مطرح میکند که نه قابل حذف و برخورد و شکنجه است و نه می توان ان را نادیده گرفت.


    بی شک اگر این تحریم انتخابات به صورت گسترده باشد، عقلای قوم را ( که قطعا هستند) را بر ان خواهد داشت تا با تحلیل شرایط بین المللی (که برای مزاکرات با دنیار غرب نیاز به پشتوانه قوی داخلی هست) و نیز داخلی کشور (اینکه مردن تن به این نوع بازی نداده اند و چارچوبی دیگر را طلب می نمایند) بر ان خواهد داشت تا گامهایی را به سوی براورده کردن خواسته های ملت برداشته و این موجب بازگشت اعتماد به نفس به جامعه مدنی شده و راه پیش برد خواسته های بعدی را فراهم خواهد نمود.
    http://reviewer-1.blogspot.com/

    پاسخحذف