۱۳۹۲ خرداد ۱۲, یکشنبه

چرا بهتر است رای ندهیم؟



پیش نوشت: قبل تر نوشته بودم دو گزینه پیش روی ماست، روحانی یا تحریم. همچنان همین طور فکر می کنم. همچنین ممکن است در روزهای آینده اتفاقاتی رخ بدهند که شرایط به کلی تغییر کنند. منظورم رخدادهای کوچکی مانند آنچه در جماران گذشت نیست. با همه اینها، اگر فردا انتخابات بود، تحریم را بر شرکت ترجیح می دادم، به دلایل زیر:

یک - معتقدم مهم این است که جلیلی برنده نشود. بنا بر همه نظرسنجی هایی که مشاهده کرده ام، از نظرسنجی های ایسنا تا صدا و سیما، جلیلی شانسی برای انتخاب شدن ندارد، مگر با کمک دست های نامرئی. حکومت نشان داده اگر بخواهد توان تقلب را دارد. بدون رودربایستی هم بگویم که من هیچ پتانسیلی در اپوزیسیون از هم شکافته امروز، برای مقاومت در برابر تقلب، نمی بینم. پس دو حالت داریم:

الف) حکومت با تقلب جلیلی را از صنودق بیرون می آورد و ما کاری نمی توانیم بکنیم.

ب) حکومت به آرای مردم احترام گذاشته،  شخصی به جز جلیلی رای می آورد و رئیس جمهور می شود. تفاوت بین هفت نفر دیگر آن قدر بزرگ نیست که ارزش تبلیغ کردن گسترده را داشته باشند، هر چند به نظرم انتخاب شدن روحانی از دیگران کمی بهتر است، آن هم نه به علت برتری ذهنی یا مدیریتیش، بلکه فقط از لحاظ نمایدن سیاست اتمی کشور در زمان خاتمی. اگر هم تفاوت میان غرضی و روحانی و ولایتی را زیاد فرض می کنید، توجه داشته باشید که تیم دولت ایشان با یکدیگر تفاوت بزرگی نخواهند داشت. همه هم دست به گوش رهبری اند و هم نزدیک به رفسنجانی. 

دو - افتضاح مناظره تلویزیونی چند چیز را آشکارتر کرد:

الف) مرتضی حیدری که به قول خودش به قید قرعه اسم عارف را از تنگ بیرون آورد، ثانیه ای قبل از آن اسم کس دیگری را بیرون آورده بود، به اسم نگاه کرده بود و دوباره داخل تنگ انداخته بود (اینجا ببینید). آیا قرار است اسم ها هم همین طوری از صندوق انتخابات بیرون بیایند؟ و مهم تر آنکه هیچ یک از کاندیداها به این مساله اعتراضی نمی کند.

ب) به نظر می رسد که همه کاندیداها بی برنامه اند. برنامه شان "حل کردن مسائل" است. چگونه اش را خدا می داند.

سه - مهم ترین دلیلم برای عدم شرکت، "امید کاذب" بوجود آمده در جامعه است. امیدی که باز هم می تواند جلوی بسیاری از راه هایی که می توانند بوجود بیایند را بگیرد. این که دل ببندیم به آن هفت کاندیدای تایید صلاحیت شده ی بی برنامه و بد سابقه و مطیع رهبری ومنتظر باز شدن فضا و بهتر شدن روابط با غرب باشیم هم بی خطر نیست. مهم این است که بعد از انتخابات "ما" از صحنه حذف می شویم و تصمیمات را دیگران می گیرند و این می تواند به معنی "آغاز جنگ تمام عیار" باشد.

چهار - خیلی ها به حق می پرسند "از تحریم انتخابات ما را چه سود؟". توضیح می دهم:

الف) ما نشان می دهیم که از این بازی خسته شده ایم. آن قدر خسته که دیگر حتی امیدی به انتخاباتشان هم نداریم. وقتش رسیده است.  یک بار هم که شده این راه را باید طی کرد. (در انتخابات 84 این راه طی نشد. شرایط جامعه به گونه ای دیگر بود و تجربیاتی بسیار را هنوز طی نکرده بودیم، نظام هنوز موافقان زیادی داشت که خیلی هاشان بعدن با پدید آمدن جنبش سبز و سرکوب شدن آن تغییر کردن)

ب) آن ها می دانند که ما دوستشان نداریم. ولی تا به حال نشان نداده ایم که حاضریم دست از بازی خوردن برداریم.

پ) در خانه ماندن ما را به فکر کردن می اندازد. که به یک راه حل واقع بینانه هم فکر کنیم. که به خود دروغ نگوییم و باز به خود امید الکی ندهیم. که واقع گرانه با شرایط درگیر شویم و بفهمیم که فقط خودمان می توانیم سرنوشتمان را تغییر دهیم.

ت) اگر در روزهای آتی اتفاق خاصی نیفتد، خیلی ها در انتخابات از پیش مهندسی شده شورای نگهبان شرکت خواهند کرد و حداقل امسال کاری به حرف های ما نخواهند داشت.  بیایید پیش قدم شویم. 

Balatarin

۷ نظر:

  1. پاسخ‌ها
    1. ممنون. دوباره غلط گیری کردم. خیلی غلط پیدا کردم. امیدوارم اکثرشان را دیده باشم.

      حذف
  2. جواب سوال چهارت کافی نیست. قانع کننده نیست، یه اتفاقی باید بیافته

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اتفاقی که می تواند رخ دهد، یافتن روش های جدید و واقع بینی است. البته در سیاست هیچ گارانتی ای وجود ندارد. ولی راه انتخابات را چند بار تجربه کرده ایم و نتیجه اش را هم دیده ایم.

      حذف
    2. فرصت زیادی نمونده، انتخابات تموم بشه دیگه ملت جو سیاسی ندارن ههچی میره پی کار خودش

      حذف
  3. در مورد سوال چهار به نظر می رسد از جوابهای شما کفایت حاصل نمی شود.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. طبیعتن همین طور است و قرار نیست همه مانند هم فکر کنیم (هیچ راه حلی در سیاست کامل و بی عیب نیست). این نوشته در شبکه های اجتماعی هم موافق و مخالفان زیادی داشت. به قول سعدی:

      چاره صبر است و احتمال فراق
      چون کفایت نمی کند اثری .

      حذف