۱۳۹۱ اسفند ۲۰, یکشنبه

سوء تفاهم ها در مورد نوشته قبلی و چند توضیح ضروری - از فاشیستی مانند احمدی نژاد و دسته اش دفاع نکرده و نخواهم کرد -


وبلاگ تمرین دموکراسی، به هیچ وجه از فاشیستی مانند احمدی نژاد و دسته اش دفاع نکرده و نخواهد کرد

به طور خلاصه سوء تفاهم های زیر در رابطه با نوشته قبلیم بوجود آمده بودند (برای مثال اینجا را ببیند):

یک - بسیاری ایراد گرفته اند که انتقادهای "اپوزیسیون" به احمدی نژاد و حاکمیت متوجه استانداردهای دوگانه است، نه بغل کردن مادر چاوز.

دو - عده ای حتی نوشته را در راستای دفاع از احمدی نژاد تفسیر کرده اند!


از جمله جانیِ گرامی کامنت زیر را نوشته که اکثریت انتقادات وارده را در بر دارد:
"نیما جان کسی به بخاطر بغل کردن مادر چاوز بهش حمله نکرده. این برداشت شما از اساس غلطه. همه انتقادها متوجه استاندارد دوگانه است. اینکه شما بیایی این رو ندیده بگیری و انتقادات رو به رفتار عادی و انسانی یه آدمخوار ربط بدی از شما بعیده. شما خودت بهتر از هرکس دیگه میدونی بخش عمده اپوزیسیون قوانین مذهبی و شرعی این حکومت نه تنها برسمیت نمی شناسه بلکه اونها رو احمقانه و عقب مونده و ضد انسانی میدونه و بابت عدم رعایت اون قوانین از حجاب اجباری بگیر تا تماس مردو زن و محرم و نامحرم هزینه داده و داره میده. پس اگر کسی ا.ن رو به تمسخر می گیره برای ریاکاری، فریبکاری و استاندارد دوگانه است. وقتی شما از خودت نمی پرسی چرا موجودی که این همه جنایت وخیانت کرده ناگهان رفتار انسانی نشون داده و به جای حمله به یک فریبکار به دوستانی در صفوف خودت هستند به غلط حمله می کنی خواسته یا ناخواسته داری از فریبکار و فریبکاری دفاع می کنی."

نوشته من نقدی بر دوستانی که در آن راستا با حرکت احمدی نژاد برخورد کرده بودند نبود، لذا توضیحات زیر ضروری به نظر می آیند:

یکم - لغت اپوزیسیون در گیومه گذاشته شده بود. هدف از در گیومه گذاشتن این بود که خواننده متوجه شود، منظور اپوزیسیونی است که نگارنده آن را قبول ندارد. رانی عزیز به درستی متوجه این موضوع شده: 
"ممکنه عده ای کفن پوش وااسلاما سر بدن ولی اونها رو جزو اپوزوسیون تلقی کردن برداشت شخصیه که در بین افراد فرق داره.
از دید شخصی من کسی که که یک کفن پوش معتقد به وا اسلاما و وامصیبتها رو جزو اپوزوسیون تلقی کنه نظرش خیلی قابل اعتنا نیست . و کسی که اون گروه رو جزو اپوزوسیون نمیدونه چنین نقدی رو که شما مطرح کردی وارد نمیبینه ( که چرائیش رو تو کامنتها روش بحث شده و نیاز به تکرار نداره)
پی نوشت : اپوزوسیون از دید کلامی به هر گروهی که خارج از قدرت هست و با قدرت موجود مخالفه گفته میشه که مثلا شامل چپ های مذهبی بیرون پرت شده از حکومت هم میشه ولی در گفتمان رایج امروز طیفهایی که سر قدرت با هم دعوا دارن ولی ماهیتشون یکیه رو اپوزوسیون نمیدونن (حد اقل امثال من اونا رو اپوزوسیون نمیدونن) "
مثال: اپوزیسیون اوباما و دموکرات ها در آمریکا، جمهوری خواهانی مانند "مک کین" هستند. اپوزیسیون مرکل در آلمان، حدود چهل در صد صندلی های پارلمان را در دست دارد. طبیعتن مساله در ایران متفاوت است و همین طور که رانی گفته، تعاریف مختلفی وجود دارد. 

البته اینجا لازم است که یک نکته دیگر را اضافه کنم:

منظور من از نوشته قبلی من، نوشته سایت هایی مانند البرز و تابناک بودند. (تابناک نوشته ای داشت شبیه البرز که نوشته چند بار تغییر کرده). بنا بر شنیده ها، سایت های بازتاب و تابناک توسط یک تیم مطبوعاتی اداره می شوند. سایت بازتاب در ماه های اخیر خیلی تلاش کرده تا به عنوان یک سایت اپوزیسیونی مطرح شود. انتخابات نزدیک است و رضائی بار دیگر قصد رئیس جمهور شدن دارد! اردشیر جایی در کامنت ها با ظرافت نوشته "الآن خود خامنه ای اپوزیسیون نظامه". 

شاید اشتباه من این بود که در نوشته به این موضوع اشاره نکردم. البته من نمی توانستم تصور کنم که دوستان و خوانندگان پلاسی، تویتری و فیسبوکی خود را اپوزیسیون بدانند و فکر کنند بنده ایشان را نقد کرده باشم. به نظر من، اپوزیسیون یک گروه تشکیلاتی است. برای مثال، من عضو اپوزیسیون نیستم، هر چند شاید بتوان مرا "طرفدار اپوزیسیون" نامید، زیرا من هیچ فعالیت سیاسی تشکیلاتی ای ندارم. من یک شهروند و وبلاگ نویسی منتقدم که بعضی از افکارش را در زمینه های گوناگون می نویسد و با دیگران گفتگو می کند. 

از نوشته قبلی من چیزهایی تفسیر شد که ننوشته بودم و منظورم نبود. شاید اشتباه از من بود که سعی کردم خیلی خلاصه بنویسم، بر مبنای قضیه تیغ اوکهام. شاید هم فضای درد آور سیاسی ایران باعث شده دیگران نوشته را جور دیگری بخوانند.

نکته چالشی برای من این بود که عده ای از خوانندگان فکر کردند هدف من دفاع از احمدی نژاد بوده. در مورد رفتار پوپولیستی او قبلن نوشته بودم. از یک طرف نمی توانم از خوانندگان جدیدتر انتظار داشته باشم همه نوشته های قدیمی من را بخوانند، از طرفی دیگر نمی خواهم خوانندگان قدیمی را با حرف های تکراری خسته کنم. بهر حال از اینجا اعلام می کنم: وبلاگ تمرین دموکراسی، به هیچ وجه از فاشیستی مانند احمدی نژاد و دسته اش دفاع نخواهد کرد (اگر چنین اتفاقی افتاد، بدانید که وبلاگ حک شده است).  سعی می کنم در آینده طوری بنویسم که این سوء تفاهم ها پیش نیایند. 

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر