۱۳۹۱ آبان ۱۲, جمعه

ضرورت تغییر رسم الخط عربی به لاتین

بعضی وقت ها باید خط را عوض کرد

پیش نوشت:  بعد از یک گفت و گوی ساده قرار شد مقاله ای بنویسم درباره فواید و ضررهای تغییر رسم الخط عربی به لاتین. قبل از نوشتن مقاله بیشتر بی طرف بودم، هنوز مطمئن نبودم که تغییر خط خوب است یا بد  و هدفم اصلن نتیجه گیری نبود. هدف، نوشتن فواید و ضررها بود و اینکه گفتگویی باز شود. اما چند ساعت پس از کشیدن نمودارم روی کاغذ و کمی فکر کردن توانستم خیلی راحت به این نتیجه برسم که بهتر است هر چه سریع تر رسم الخط کنونی را تغییر دهیم. پس دلایل را با هم مرور می کنیم (نوشته نسبتن طولانی است، ولی فکر می کنم راه دیگری نیست، چرا که در وبلاگستان و اینترنت خیلی کم به این موضوع پرداخته شده):

اول - یک رسم الخط مناسب چه خاصیت هایی دارد؟ 

الف) یک رسم الخط مناسب برای یک زبان خاص باید بتواند به طور صحیحی زبان گفتاری را به نوشتار در آورد.
ب) چنین رسم الخطی باید دقیق باشد، یعنی بتواند با دقت کافی گفتارها را بنویسد و بتواند به طور صحیحی صامت ها (حرف های بی صدا) و واکه ها (حروف صدا دار) را به هم پیوند دهد. 
پ) برای یادگیری آسان باشد و به یادگیری سریع کمک کند.  

شاید در نگاه اول این خاصیت ها برایتان چندان مهم به نظر نیایند. ولی پس از خواندن این نوشته خواهید دید که رسم الخط عربی برای زبان فارسی هیچ یک از خاصیت های بالا را ندارد و به همین دلیل می تواند یکی از موانع مدرن شدن ایران بوده باشد و بماند. 

دوم - چرا رسم الخط عربی برای زبان فارسی مناسبی نیست؟

یک) از شش واکه موجود در زبان فارسی سه تایش به کل نوشته نمی شوند (فتحه، کسره و ضمه). این موضوع چندین مشکل اساسی را به وجود آورده:

 اگر شما اهل خواندن کتاب های علمی یا تاریخی باشید، شما باید تا آخر زندگیتان در حال یاد گرفتن تلفظ لغات باشد. بسیاری از دانش آموزان دوران دبیرستان هنوز نمی توانند درست بخوانند و لغات را اشتباه تلفظ می کنند. در مدرسه های ایران یک عالمه وقت تلف می شود که فلان لغت چگونه خوانده شود، آن هم در دوران دبیرستان. حالا فرض کنید که شما فارسیتان عالی است و می توانید از فردوسی تا حافظ را درست بخوانید:  کافی است یک کتاب تاریخ قبل از معاصر را در دست بگیرید و در هر خط آن با نام های جدید قبیله ها، شهرها، اسامی و ... مواجه شوید و ندانیدآن ها را چگونه تلفظ کنید. احتمالن حال و حوصله خواندن شما زود از بین خواهد رفت. پس اینجا ما با هر سه مشکل الف، ب و پ سر و کار داریم.  

حالا شاید شما بگویید که مشکلی نیست، می توانیم از این به بعد واکه ها را بنویسیم. حقیقت این است که به خاطر سر هم نوشتن حروف فارسی و نوشتن واکه ها پس از آن، نوشتن واکه ها بسیار سخت و وقت گیر می شوند و به همین دلیل پس از اول دبستان دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرند. این مشکل رسم الخط عربی سال ها وجود داشته، ولی کسی از واکه ها استفاده نکرده. 

دو) ما صامت هایی زیادی داریم که اکثریت ایرانی ها حتی بلد نیستند آن ها را تلفظ کنند. برای ما ایرانی ها چه اهمیتی دارد بنویسیم تهران یا طهران؟ مهم یا محم؟ مشهور یا مشحور؟ به جز اینکه یکی از نظر املایی غلط است و دیگری صحیح / سهیح / سهیه؟ پس در اینجا دو مشکل وجود دارد، یکی مورد الف و دیگری پ. 

سه) وبلاگ "داریوش" یک مساله جالب دیگر را عنوان کرده که نقل می کنم (کل نوشته هم جالب است، از اینجا بخوانید): 
یکی از مشکلات دستور زبان فارسی همین هم هست فکر میکنیم چون مینویسیم ضعیف باید اسم مفعول را از گرامر زبان عربی بگیریم و بگوییم مضعوف و نه ضعیف شده . اگر مثلا ضعیف را ذعیف مینوشتیم و ضعف را ذعف و ریشه ها و گرامر عربی را کنار میگذاشتیم از شر کلمات زشتی مثل مستضعف هم راحت میشدیم و نیازی نبود هر بار برای ساختن اسم فاعل ببینیم لغت عربیست یا فارسی بعد ببینیم به گرامر فارسی مراجعه کنیم یا عربی. گرامر فارسی ساده و روان است اما متاسفانه ضمیمه اش چند برابر خودش است گرامر زبان عربی! باید با لغات وارداتی مثل لغات فارسی برخورد کرد حتی اگر اسم فاعلی داریم که از عربی آمده مثلا عادل نباید به ریشه عربی و گرامر عربی برگشت و هزاران لغت دیگر هم به دنبالش کشید عادل یک لغت ثابت وارداتیست به معنای دادگر و نه اسم فاعلی بر وزن فاعل و از ریشه عدل! 
چهار) فکر می کنم تمام ایرانیانی که یکی از زبان های اروپایی و مدرن را بلدند و با نوشته های علمی سر و کار داشته اند تایید کنند که فارسی برای نوشته های علمی، زبانی است ضعیف! تا آن جایی که من می دانم کتب علمی در بسیاری از دانشگاه های معتبر ایران معمولن به انگلیسی تدریس می شوند. دیر یا زود (بعد از مدرن شدن حکومت و اهمیت دادن به مسائل علمی) مجبوریم لغات علمی را از زبانی دیگر به فارسی وارد کنیم یا برای آن ها معادل بسازیم یا اینکه بگوییم زبان علمی انگلیسی است و تمام. حالا برگردید به شماره یک.

سوم- ایرادهای نا وارد به تغییر رسم الخط

برسیم به ضررها و ایرادهایی که گرفته می شوند. خواهیم دید که اکثرن (اکثرا) وارد نیستند.

یک - می گویند چه کنیم با لغاتی مانند عرض و ارز که بعد از تغییر خط مانند هم نوشته می شوند. می گوییم همان کاری را که با "شیر" و "شیر" یا "شام" و "شام" امروز می کنید یا همان کاری که انگلیسی زبان ها با هزاران لغت می کنند. می شناسید این جمله زیباب انگلیسی را؟
I spring by soring on spring in spring.

دو - می گویند چه کنیم با این همه کتاب؟ قبول می کنند که کتابی که پر خواننده اند سر جایشان می مانند و با سرعت (اینجا حتی سی سال هم کفایت می کند) به خط جدید نوشته می شوند. کتبی هم که تقریبن خوانده نمی شوند را امروز هم به جز یک عده خیلی خاص نمی خوانند. آن ها می توانند بروند و زبان یا رسم الخط قدیمی را یاد بگیرند. مگر در اروپا و دیگر کشورهای غربی غیر از این است؟ برای فهمیدن ادبیات قدیمیشان، می روند دانشگاه و زبان های قدیمی را می خوانند. یاد گرفتن خط از یاد گرفتن زبان بسی آسان تر است.  بله، شکسپیر و ... به زبان انگلیسی روز ترجمه شده اند. مشکلش چیست؟

چهارم - ایراد وارده: خوشنویسی



البته داریوش در همان مقاله ای که قبلن به آن اشاره شد نوشته: "میتواند به عنوان یک نگارش سنتی باقی بماند و هم اینکه این هنر قابلیتهای هنری نگارش جدید را در خود ایجاد کند".

پنج - مشکلات بالا را رسم الخط لاتین حل می کند

فقط کافی است که زبان شناسانمان یک سری قوانین را به جامعه معرفی کنند، حتی می توان مانند مردم اروپای شرقی (مثال: بوسنی یا اوکرائین) از حروف اضافی هم استفاده کرد. مثلن برای آ از Ā یا برای ش Ŝ (یا مانند انگلیسی ها از sh) استفاده کرد.

شش - چرا رسم الخط عربی عوض نشد، با این که "شاه تسلیم روشن فکران وقت شده بود"

بخوانید از وبسایت آیت الله بروجردی:
در زمان مرحوم آيت الله بروجردي، در ايران نيز يك عده از روشن فكرها اين حركت را شروع كردند كه بايد رسم الخط ما لاتين شود. چرا؟ چون رسم الخط فارسي براي تعليم و ياد گرفتن مشكلاتي دارد تا جايي كه محافل علمي و دانشگاهي در ايران خيلي محكم به ميدان آمدند كه رسم الخط بايد عوض بشود؛ شاه هم تسليم شده بود. اگر مقاومت و مخالفت مرحوم آيت الله بروجردي نبود رسم الخط ايران را هم به رسم الخط لاتين عوض كرده بودند. ايشان صريحا اعلام كردند كه من اجازه نمي­دهم رسم الخط فارسي تغيير كند و عوض شود همين جمله «من اجازه نمي­دهم رسم الخط فارسي تغيير كند» كافي و مطلب تمام بود يعني ايشان وقتي حرف مي­زد اگر مي­خواستند با نظر و سخن ايشان مخالفت كنند، با حركت و سيل جمعيت مردم مواجه بودند. بلا فاصله قصه متروك شد و تا به امروز تغيير رسم الخط انجام نشد، از اين رو، ارتباط فرهنگي همسايه هاي ما با نسل­هاي گذشته و كتب و ميراث گذشتگان خودشان قطع شده، ولي ما الان اين مشكل را نداريم.
یعنی خیلی با افتخار می فرمایند زورشان زیاد بوده، پس نیازی نبوده دلیلی بیاورند، با روشن فکران گفتگویی شود. یاد گرفتن و آینده ملت و غیره مهم نبوده.

Balatarin

۷ نظر:

  1. حتما فکر میکنی خیلی با سوادی؟ شما دکترای زبان فارسی داری حتما! کتاب زیاد خوندی حتما!

    به عنوان یه محقق و مترجم هیچ کدوم از ایراد های وارده شما به رسم الخط زیبای فارسی رو وارد نمیدونم. زبان فارسی خیلی خیلی کامله و نقصی در نوشتار علمی، ادبی و هنری نداره. مشکل از بیسوادی شماست که بلد نیستید از این زبان استفاده کنید. شما به فکر سرانه مطالعه مملکت باشید که دو دقیقه در روز است، نه اصلاح رسم الخط.
    والسلام

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. خانوم یا آقای باسواد: ممنون از این همه استدلال. خیلی قانع کننده بود! نحوه استفاده شما از زبان شیرین من را کشت.

      حذف
    2. لازم می‌دانم به آن شخص محقق و مترجم ناشناس محترم عرض کنم که موضوع بحث ایشان خط فارسی است و نه زبان فارسی. امیدوارم کسانی که وارد این بحث می‌شوند حداقل تفاوت این دو را بدانند.

      حذف
  2. این چیزی که شما نوشتید فقط یه متن خنده داره نه بیشتر
    خودتون مقایسه کنید اگه برای یه نفر یه اس ام اس بدید برای اون آدم خوندن فارسی راحت تره یا فینگیلیش همون متن
    نکته خیلی خیلی مهم تر، با شعر فارسی چیکار میکنید شعری که حداقل 1000 سال پشتوانه وزن در اون تعداد هجاها و صامت و مصوتها در مصراع هست در صورتی که در رسم لاتین پشتوانه وزن تعداد مکث ها در مصرع هست لابد حتما میفرمایید پشتوانه هزار ساله ی شعر فارسی که تنها نقطه قوت ادبیات کهن ما هستش هم برای یه سری آدم خاص و بصورت آکادمیک در بیاریم و چه معنی میده که همه ی مردم از شعر سر دربیارن و تو خونه ی هر کدوم یه دیوان حافظ یا شاهنامه باشه
    اما بر فرض تمام این ها، میشه بپرسم که اون وقت در کتاب ادبیات فارسی به جای شعر یار مهربان(کتاب) یا هر شعر دیگری چه شعری از زبان فارسی رو برای نسل بعد برای فراگیری میخواید بزارید؟ حتما ای یار مهربانم شکسپیر نه؟
    اینا تنها چیزایی هستش که من بی سواد در عرض 5 دقیقه به ذهنم رسید حالا ببینید که اساتید فن چقدر با این امر مشکل دارن در آخر هم بهتون پیشنهاد میکنم که کتاب "درباره ایران و زبان فارسی" صادق هدایت رو بخونید تا ببینید که اون روشنفکرهایی که شما ازشون میگید کی بودن و صادق هدایت و پرویز ناتل خانلری دربارشون چی میگن
    و اگه سید حسن تقی زاده روشنفکر هستش پس صادق هدایت چی بود؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. صادق هدایت اگز بزرگترین نویسنده معاصر ایران نباشد، از بزرگترین هاست. این دلیل نمی شود که هر چه او گفت درست باشد. مرجع تقلید که نیست عنترجان. چشم، آن کتاب ها را می گزارم در لیست کتاب هایم. ممنون.

      اتفاقن خوانندگان این وبلاگ علاقه شدید من به شاهنامه و ... را می دانند. به نظر من شعر خوانی (به خصوص حافظ) به خط لاتین بسیار ساده تر خواهد بود. این را در متن هم نوشته ام.

      حذف
  3. ببینید دوست من، شما یه بار دیگه نوشته ی خودتون بخونید ببینید واسه خودتون سوال پیش نمیاد
    مثلا در مورد خوشنویسی شما تنها به این بسنده کردید که "میتواند به عنوان یک نگارش سنتی باقی بماند و هم اینکه این هنر قابلیتهای هنری نگارش جدید را در خود ایجاد کند"
    خب سوالی که به ذهن من میرسه اینه که وقتی که 50 سال دیگه جوان اون روزی ایران فرق بین ک با گ رو تشخیص نمیده چه چیزی میخواد از خوشنویسی امروزی سر در بیاره مثل این میمونه که من امروز روز برم خوشنویسی چینی یاد یاد بگیرم و و یه متن رو به زبان چینی خوشنویسی کنم و بیارم برای مردم ایران که هیچی از خط چینی نمیدون نشون بدم آیا یه بینده ایرانی غیر از چند تا خط و خطوط چیز دیگه ای از خوسنویسی می فهمه به نظر شما حتی میتونه فرق بین خط روزمره چینی ها رو رو خوشنویسی که من به زبان چینی کردم رو بفهمه؟
    یا شما یه جای دیگه میگید"فکر می کنم تمام ایرانیانی که یکی از زبان های اروپایی و مدرن را بلدند و با نوشته های علمی سر و کار داشته اند تایید کنند که فارسی برای نوشته های علمی، زبانی است ضعیف"
    دقت کنید شما میگید زبان فارسی برای نوشته های علمی، زبانی است ضعیف نه، خط فارسی خطی است ضعیف! این دو تا خیلی با هم فرق دارن گرچه من با ضعیف بودن زبان فارسی هم مشکل دارم چرا که ماخیلی راحت میتونیم بجای نوشتن computer بنویسم کامپیوتر یا بجای organic بنویسیم ارگانیک و...
    یا شما جای دیگه میگید یاد گرفتن و آینده ملت ربط داره به لاتین نوشتن (در آخر نوشتتون) ، راستش من هر چی فکر کردم ربطش رو ندیدم شما به من بگید که کشورای شرق اروپا با تغییر خطشون به لاتین پیشرفت کردن یا ژاپن و کره جنوبی با داشتن خط قدیمی خودشون
    اما در کل چیزای خیلی زیاد دیگه ای هم هست اما خلاصه اینکه به نظر من فکر نکنم پیشرفت در علم ، اگه نگم اصلا ربطی نداره میتونم بگم که خیلی به خط فارسی ربطی نداره باز اگه میگفتید که ما فارسی حرف زدن بزاریم کنار و به انگلیسی صحبت کنیم آره در اون صورت حق با شما بود برای استفاده از منابع انگلیسی راحت بودیم اما با تغییر تنها در خط اصلا اینطور نیست
    در آخر هم شاید این پست پوریا عالمی شاید پر بی راه نباشه بخونید حداقل با هاش میشه از بحث جدی دور شد و کمی خندید
    http://www.pouria-alami.com/2012/11/blog-post_2696.html

    پاسخحذف
  4. در مورد ایراد ناوارد سوم(در مورد لغتهای هم آوا مثله عرض و ارز)باید به این مورد مهم و دندان شکن هم علاوه بر نکته‌ای که گفته شد توجه داشت که،اگر تغییر خط به لاتین باعث هم شکل شدن مثلا "ارز" و "عرض" می‌شود در عوض باعث متمایز شدن شکل نوشتاری مثلا"مِلک"مَلَک"مَلِک"و"مُلک" خواهد شد.melk,malak,molk,malek

    پاسخحذف