۱۳۹۱ مهر ۱۹, چهارشنبه

پیش بینی جو انتخاباتی و تصمیم های ما



چنان جو انتخابی ای راه خواهند انداخت که پیش بینیش امروز برایمان غیر قابل تصور باشد. معتقدم دستگیری مهدی هاشمی فقط اول داستان باشد.


قبل از ادامه اشاره می کنم به چکیده ای که ایمایان درباره بررسی وقایع درون نظام ارائه کرده. من این گزینه را محتمل ترین گزینه می دانم:

۲- کمپین سفارت سبز: بنا بر تصمیم گرفته‌ شده در جلسات رؤسای نظام، هاشمی رفسنجانی قرار است نقش محلّل را بازی کند و با بازگرداندن اصلاح‌طلبان موجبات بقای نظام را فراهم کند و فراخوانی مهدی و به زندان رفتن فائزه به خاطر جلب همدردی معترضان است. ( اینجا و اینجا). 

جالب اینجاست که نوشته کمپین سفارت سبز هفته ها قبل از اخبار دیدار ناطق نوری با رفسنجانی و دستگیری مهدی هاشمی و مصاحبه ی اخیر محمد رضا خاتمی انتشار یافته بود.

همه چیز نشان دهنده ورود دوباره رفسنجانی به بازی سیاسی ایران است.  سوال اول این است که آیا رفسنجانی مستقیم وارد بازی خواهد شد یا نه؟ اگر نه، مهره هاشمی چه کسی خواهد بود؟ 

 فعلن سعی بر این است که این مهره زیاد جنجالی نباشد، مورد اجماع محافظه کاران سنتی نظیر ناطق نوری باشد، مورد اعتماد رهبری باشد و مورد قبول اصلاح طلبان نزدیک خاتمی نیز باشد. 

احتمالن برای نظام، خود رفسنجانی یا خاتمی بهترین گزینه های موجود می باشند. هر دو میان مردم طرفدارانی دارند. هر چند قسمت گسترده ای از جامعه امروز مدعی است که به هیچ وجه در انتخابات بعدی کشور شرکت نکند، تجربه نشان داده که قشر متوسط برای جلوگیری از قدرتمندترشدن نزدیکان مصباح به رفسنجانی رای داده است. شرایط سخت اقتصادی نیزمی توانند باعث شوند قشر کثیری از چنین گزینه ای استقبال کند. نفوذ رفسنجانی در میان ژورنالیست های تبعیدی را هم فراموش نکنید.

رفسنجانی در سیاست خارجی نیز چهره ای شناخته شده است و توان نزدیک کردن ایران و غرب را دارد. از او تواناتر اما در هر دو بخش محمد خاتمی است. مشکل خاتمی اما اصول گراهای تندرویی چون شریعتمداری و نزدیکان بیت رهبری می باشند که سعی خواهند کرد مخالفت خامنه ای با این گزینه را حفظ کنند. به شخصه باور دارم که رفسنجانی به دلایلی از جمله کسولت سنی ترجیح دهد خاتمی یا شخص دیگری نقش ریاست جمهوری را بازی کند.

گزینه های دیگر نظام می توانند اشخاصی مانند روحانی، ولایتی، صالحی، قالیباف یا افرادی از این طیف باشند.

البته فراموش نکنیم که پیش بینی فضای سیاسی - اجتماعی ایران حتی در کوتاه مدت نیز تقریبن غیر ممکن است. حتی معلوم نیست که کار به انتخابات بکشد یا نه! حکومت اما مدت هاست که در حال برنامه ریزی برای آینده است و احتمالن خود را برای شرایط مختلف آماده می کند. ما نیز باید سعی کنیم در حد خودمان خود را برای شرایط مختلف آماده کنیم.

در جوی که به راه خواهند انداخت باید مراقب بود که نه زیادی جو گیر شویم و نه اگر فرصتی بود از دست بدهیم. به نظرم نقش و مسئولیت تحلیل گران و وبلاگ نویسان هم در چنین فضایی کم نباشد، چرا که تصمیم ها هنوز یا گرفته نشده اند یا چندان سفت و محکم نیستند. همواره باید روی این مساله فکر کرد که آیا منافع ما با گزینه های نظام می توانند یکی باشند (مثلن در صورت به عقل آمدن نسبی نظام از ترس فروپاشی کل کشور) یا نه و در عین حال مراقب باشیم که بازی نخوریم.  

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر