۱۳۹۱ مهر ۷, جمعه

چرا از خندیدن می ترسند (هوبرت شلایشرت)

همهٔ ایدئولوژی‌ها، بویژه دین‌ها، از خنده نفرت دارند، زیرا بر خطرناکی آن آگاهند. کسی که به چیزی بخندد، دیگر از آن نمی‌ترسد. از این روست که خنده و حتی لبخند به شدت نهی شده و کیفر سختی می‌بیند. در معبد‌ها (حتی اگر مقبرهٔ شاه کافر باشد) نباید خندید. خنده، از معبد جدیت عبوسش را می‌گیرد. کسی که نتواند خنده را در گلویش بشکند، بی‌ادب و موهن نام می‌گیرد. هر مستبدی بیان لطیفه‌های سیاسی را کیفر سختی می‌دهد...

در استبداد مذهبی ریشخند دین جنایت دانسته می‌شود.

نفرت و ترس ایدئولوژی‌ها از خنده پدیده‌ای جهانی است. هرجا که خشک‌اندیشی پا گیرد، داستان همیشگی این ترس و نفرت نیز تکرار می‌شود. نیچه این نکته را این‌چنین تقریر کرده است:

هر از گاهی به‌انسان‌ها حکم می‌کنند: «چیزی وجود دارد که کسی مطلقا نباید به آن بخندد.»

ترس از خندیدن ترس از اندیشیدن است. فرد «بی‌ادب» به جای آنکه چشم فروبندد و به هرچه تعلیمش می‌دهند گردن بگذارد، بی‌باکانه چشم‌هایش را باز می‌کند تا نگاهی به خلوت آقایان و آن کارهای دیگرشان بیفکند. چیزهایی را می‌بیند که مبتذلند و مطلقا حس ادب را برنمی‌انگیزند. او خنده‌اش می‌گیرد. گاو‌های مقدس به صورت گاوهای معمولی درمی‌آیند. کسی که یک‌بار هم که شده به یک ایدئولوژی، یک حکم جزمی و یک موضوع در ظاهر بسیار مهم از ته دل بخندد، دیگر اسیر جذبهٔ مقدس آن نمی‌شود.

--- شگرد‌ها، امکان‌ها و محدودیت‌های بحث با بنیادگرایان، هوبرت شلایشرت، ترجمهٔ محمدرضا نیکفر، نشر نی
مسیحیت اولین مخالف خنده بود . در هیچ کجای عهد جدید ذکری از خنده مسیح نمی شود . در حالی که دوبار به گریستن وی اشاره می شود و شواهد مربوط به شوخ طبعی او بسیار ناچیزند . کلیسای اولیه شادمانی و نشاط را همسنگ حماقت و جهل می دانست . در کتاب جامعه از عهد عتیق باب هفتم آیات ۴ تا ۶ می گوید :

دل حکیمان در خانه ی ماتم است و دل احمقان در خانه ی شادمانی شنیدن عتاب حکیمان بهتر است از شنیدن سرود احمقان زیرا خنده احمقان مثل صدای خارها در زیر یگ است و این نیز بطالت است

کمدی - اندرو استات - ترجمه بابک تبرایی - نشر چشمه رحمه الله علیه - صفحه 216 

(نقل از Aria Tahm)

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر