۱۳۹۱ مرداد ۲۸, شنبه

درد ایران و اسلام و انسان را بنازم

مهمان وبلاگ 

چه کسی میخواهد
من و تو ما نشویم؟
خانه اش ویران باد

امروز همان روزی است که من و تو ماشدیم و ماشدن "ما" کاری کرد کارستان که خواندند ما را فتنه ای که این بار دست از آستین کمک به زلزله زدگان بیرون آورده است. هراسان شدند که "ما " را نمیخواهند و من و ترا همیشه منفک از یکدیگر خواسته اند. چرا که میدانند نیروی من و تو را یارای برابری ایشان نیست.

ای مای ما خوش میروی بر بام دوست که چشم انتظار توست و فقط یاری تو به مذاق او خوشایند است
آذربایجان عزیز دردت را به من بگو که سینه ای فراخ برای شنیدن دردها دارم
و ترا به باد نخواهم سپرد که از سلاله خونی، نه خاک و خاکستر

Balatarin

۱ نظر: