۱۳۹۱ تیر ۷, چهارشنبه

کمکم این زمزمه در جامعه آغاز شود

مر مرا هیچ گنه نیست بجز آنکه زنم
زاین گناه است که تا زنده ام اندر کفنم
من سیه پوشم و تا این سیه از تن نکنم
تو سیه بختی و بد بخت چو بخت تو منم



من اگر گریم، گریانی تو
من اگر خندم، خندانی تو

بکنم گر زتن این جامه گناه است مرا
نکنم، عمر در این جامه تباه است مرا
چکنم؟ بخت از این رخت سیاه است مرا
حاصل عمر از این زندگی آه است مرا
مرگ هر شام و سحر چشم به راه است مرا

زحمت مردن من یک قدم است
تا لب گور کفن در تنم است

از همان دم که در این تیره دیار آمده ام
خود کفن کرده به بر، خود به مزار آمده ام
همچو موجود جمادی نه به کار آمده ام
مردم از زندگی از بس به فشار آمده ام

تا در این تیره کفن در شده ام
زنده نی، مرده ی ماتمزده ام
شرم چه؟ مرد یکی بنده و زن یک بنده
زن چه کرده است که از مرد شود شرمنده؟
چیست این چادر و روبنده ی نازیبنده؟
گر کفن نیست، بگو چیست پی این روبنده؟
مرده باد آنکه زنان زنده به گور افکنده

بجز از مذهب هر کس باشد
سخن اینجای دگر بس باشد

با من اریک دو سه گوینده هماواز شود
کمکم این زمزمه در جامعه آغاز شود
با همین زمزمه ها روی زنان باز شود
زن کند جامه ی شرم آر و سر افراز شود
لذت از زندگی جمعیت احراز شود

ورنه تا زن به کفن سر برده
نیمی از ملت ایران مرده

سید محمد رضا میرزاده عشقی (1272 _ 1303)
دانلود دیوان اشعار میرزاده عشقی

Balatarin

۲ نظر:

  1. Paririkh Hashemi در پلاس نوشته:

    انتشار شعر عشقی به دلیل آن نوع نگاه اجتماعی او در آن دوره تاریخی خاص , از نظر من بسیار اهمیت دارد . ولی چون این کتاب ها چاپ قدیم هستند دارای رسم الخط درستی نیستند و برای اینکه خواننده دچار مشکل نشود باید ویرایش شوند . به طور مثال در همین شعر با ید " کم کم را جدا نوشت . که اگر روی هم نوشته شود , " کمکم "!!!!!! خوانده میشود و
    " گر کفن نیست , بگو چیست , پس این روبنده ؟ که به جای پس " بی " نوشته شده .
    ضمنا یک " مستزاد " معروف عشقی دارد که حقیقتا در نوع مستزاد یک استثناء ست . که در این شعر پنبه سید ضییاء , سید یعقوب انوار و بسیاری دیگر از رجال آن زمان را که در مجلس چهارم
    و کابینه آن دوره ...........زده است . شعر خیلی طولانی ست . چیزی حدود 100 بیت است !!! من حدود شاید 50 بیت آنرا از حفظ هستم . چند بیت را به عنوان نمونه ای از این شاهکار میارم .
    این مجلس پارم به خدا ننگ بشر بود ! . دیدی چه خبر بود ؟
    هر کار که کردند , ضرر روی ضرر بود ! .دیدی چه خبر بود ؟
    صد شکر که عمرش چو زمانه , به گذر بود. .دیدی چه خبر بود ؟
    دیگ وکلا جوش زد و کف شد و سر رفت ! .باد همه در رفت
    دیگر نکند هو نزند جفت مدرّس . در سالن مجلس
    بگذشت دگر , مدتی ار محشر خر بود ! .دیدی چه خبر بود ؟
    دیگر نزند با قر و قنبیله معلق ! . یعقوب جعلق !
    یعقوب خر بارکش این دو نفر بود ! .دیدی چه خبر بود ؟
    سرمایه بدبختی ایران , دو قوام است ! . این سکّه به نام است
    یک ملتی از این دونفر , خون به جگر بود! .دیدی چه خبر بود ؟
    ------------------------
    یعقوب , همان سید یعقوب انوار است . قوام هم که اشاره به قوام السلطنه .خلاصه تا همین جا فعلا داشته باش . یک جا هم باز به قوام اشاره میکند که این بیت را دلم نمیاد ننویس میگه :
    هر دفعه که این قحبه , رئیس الوزراء شد . دیدی که چها شد ؟
    زین دزد که دزدیش , از اندازه به در بود ! .دیدی چه خبر بود ؟

    پاسخحذف
  2. تصحیح بیت اول: چارم به جاری پارم

    پاسخحذف