۱۳۹۱ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

تفاوت "ساختار حاکم" و "حاکمیت"

جر و بحث با رضا رادمنش در پلاس برایم همواره آموزنده بوده. حیف دانستم این کامنتش در پلاس را بازخوانی نکنم ....

---

"ساختار حاکم" فراتر از "حاکمیت" است. یعنی در "ساختار حاکم" همه اینها (مخالف و موافق و مزدبگیر و حاکم به معنای شاه و رییس)  ساخته می شوند و شکل میگیرند حالا اگر مخالفین علیه ساختارها بلند شوند این می شود: "مخالفت با  ساختار موجود" ولی اگر گروهی فقط بر علیه دولت یا حکومت بلند شود: "این می شود مخالفت با حاکمیت با دولت".... من اعتقاد دارم مخالفین علیه "حکومت" یا اگر اصرار داشته باشیم از "ساختار" استفاده کنیم علیه "ساختار حاکمیت" برخاسته اند و حاکمیت اینجا به معنای خود حکومت است خود رژیم سیاسی است... ولی "ساختار حاکم" فراتر از اینهاست.چه موقع ما بر ساختار حاکم قیام میکنیم؟
وقتی که رفتار حاکمان در رفتار مخالفان بازتولید نشود، مثلا ما میگوییم حکومت مخالفینش را تحمل نمیکند و میکشد، خوب اگر بخواهیم علیه حکومت حرف بزنیم میگوییم مخالف حکومتی هستیم که در حال کشتن شهروندان است اما اگر بخواهیم در مورد "ساختار حاکم" حرف بزنیم میگوییم برخورد مخالفان با یکدیگر چطور است چقدر فضای آزاد، نقد و تحمل جریان دارد. نگاه کنید "مخالفت با خشونت حاکمیت" مخالفت با "ساختار حاکم" نیست وقتی ما به نحوه های مختلف این "خشونت" در کلام و رفتارمان وجود داشته باشد دیگر ما مخالفت ساختار حاکم نیستیم. همه میگویند سیاست جدا از دین میخواهیم اما از جنبش سبز تصویری حسینی می سازند این یعنی دقیقا بازتولید ساختار حاکم، حجاریان که برای تاج زاده نامه می نویسد از نماز خواندن و متدین بودن او میگوید، عده ای از فصل الخطاب بودن کلام میرحسین می گویند عده ای بیست و چهار ساعت صفحه پلاس خود را از بیانیه های موسوی شبیه آیه های آسمانی پر کرده اند، (تازه از قسمت های دیگر فضای مجازی سیاسی مثل بالاترین اگر بخواهیم بگوییم که دیگر اصلا هیچ) ... این مثال من خیلی دم دستی و ساده سازی بود فقط منظورم این است که بگویم "ساختار حاکم" ورای شهروند و دولت قرار گرفته است و بخش زیادی از ما "معترض ساختار حاکم" نیستیم.

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر