۱۳۹۰ بهمن ۱۱, سه‌شنبه

کریسمس، روزی که کلیساها در سرزمین خداناباوران پر می شوند

پیش نوشت: این نوشته تنها بر مبنای تجربه ها و دیده های شخصی من در آلمان نوشته شده و مبنای آماری ندارد. در ضمن، بنا بر آن چه شنیده و خوانده ام، مردم کشورهای آمریکا، ایتالیا، اسپانیا و اروپای شرقی بسیار مذهبی تر از مردم کشورهایی نظیر آلمان، فرانسه یا انگلستان می باشند. بنابرین باز هم یاد آوری می کنم که این نوشته فقط مربوط به آلمان است.  

فکر می کنم برای چندی از خوانندگان جالب باشد که خداناباورانِ ساکن کشوری سکولار، چگونه از یک روز مذهبی استقبال می کنند.
---

در آلمان، یکشنبه های عادی، کلیساها تقریبن خالی هستند. آن قدر خالی که عده ای خداناباور می گویند، بهتر است تعدادی از کلیساها را به مساجد تبدیل کرد تا مورد استفاده مهاجرین مسلمانی که هنوز به دینشان اعتقاد دارند قرار بگیرند و بی استفاده نمانند! ولی کریسمس که می شود، اوضاع خیلی فرق می کند. کلیسه ها آن قدر پر می شوند که شاید جایی برای نشستن نماند. 

یک - چرا عده ای از افراد غیر مذهبی در روز کریسمس به کلیسا می روند

الف- بسیاری افراد خداناباور صرفن بنا به رسم و سنت به کلیسا می روند. کلیسا رفتن جزئی از آداب و رسوم روز کریسمس می باشد. کریسمس هم تبدیل به یک فرهنگ ورای مسیحیت شده. [1]

ب - بچه ها معمولن یا به زور پدر و مادر به کلیسا می روند یا تهدید می شوند که در صورت کلیسا نرفتن کادوئی نصیبشان نمی شود.عده ای از پدر و مادرها خود چندان علاقه ای به کلیسا رفتن ندارند، ولی می خواهند که فرزندانشان با "فرهنگ مسیحی" و "فرهنگ کشورشان"  آشنا شوند.

پ - به یاد آوردن خاطرات کودکی

دو - آیا خداناباورانی که به کلیسا نمی روند کریسمس را جشن می گیرند؟

الف - با خداناباورانی آشنا شده ام که به گفته خود از کریسمس متنفرند و فقط به احترام خانواده کادوی کریسمس را می خرند و بر سر میز شام کریسمس حاضر می شوند. عده ای نیز شام، کادو و یا حتی درخت کاج کریسمس را با مسیحیت در ارتباط نمی بینند و فقط از جنبه سنتی به آن نگاه می کنند. 

ب - خانواهده هایی نیز هستند که نه درخت کریسمس می خرند و نه کادوی کریسمس. ایشان ممکن است فقط به دلیل تعطیل بودن، دور هم جمع می شوند.  البته بچه های کوچک تر معمولن کادویی می گیرند تا زیر بار حسادت رنج نبرند.

پ - بعضی ها هم کریسمس را جایی کار می کنند، چرا که حقوق کار در روز کریسمس می تواند چند برابر روزهای عادی باشد. برای مثال، در بسیاری از شهرها، کتابخانه های 24 ساعتی وجود دارد که حتی در روزهای کریسمس هم باز می باشند. می توان تصور کرد که کار کردن در کتابخانه ای تقریبن خالی با در آمد بالا چقدر مجذوب کننده می باشد!

پی نوشت

[1] می توان به این مورد هم اشاره کرد که کلیسا صرفن برای تبدیل یک جشن کاملن کافرانه به یک جشن مسیحی تولد مسیح را به آن روز نسبت داد. همان جشنی که  درآن بسیاری از تمدن ها و قبایل، فرا رسیدن نیمه زمستان را (که شب ها بعد از آن به تدریج کوتاه می شوند و طول روزها افزایش می یابد)  جشن می گرفتند. البته امروز بسیاری از ایرانی ها سعی بر آن دارند که این جشن فقط ایرانی نامیده شود!

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر