۱۳۹۱ دی ۱۱, دوشنبه

مرده پرستی و مشهور پرستی وبلاگ نویسان و حرف های توخالی

هانیه صانع فرشی، وبلاگ نویس گمنام دربند
یک - اگر شخصی روزی به جرم وبلاگ نویسی بازداشت شد، باید خیلی خوش شانس باشد تا حداکثر پس از بازداشت معروف شود تا وقتی که ضروری است به بیمارستان منتقل شود یا به مرخصی بیاید.

Balatarin

۱۳۹۱ دی ۴, دوشنبه

چگونه سرنوشت مملکت را به دیگران تقدیم می کنیم

یکم- دو - سه سال پیش دوستی (غیر ایرانی) از من پرسیده بود اگر ایران می بودم هم به وبلاگ نویسی بسنده می کردم. گفتم نمی دانم، احتملا سعی می کردم بیشتر کار عملی کنم، مثلن روزنامه های اینترنتی را پرینت و پخش کنم. پرسید این روزنامه ها وجود دارند، گفتم بله، از کلمه نام بردم. 

دوم- جدید ترین نسخه چاپی کلمه را نگاه کردم. می خواستم ببینم برای مردمی که اینترنت و ماهواره ندارند چه چیزی تهیه می کنند. در مورد بخش حقوق بشریش حرفی نمی زنم. هر چه هست، اطلاع رسانی است. اما با توجه به مسائل کنونی کشور فکر می کنم مسائل اقتصادی خیلی مهم باشند. کلمه در این زمینه چه نوشته؟ "هشدار یک مرجع تقلید: مشکلات معیشتی حل نشود صدای مردم بلند می شود". مساله فقط بی محتوی بودن نوشته نیست، آن مرجع تقلید آیت الله سبحانی بدنام است. بنابرین خواننده "از خدا بی خبر" کلمه می تواند به این فکر بیفتد که سبزها یا اپوزیسیون دنبال آیت الله سبحانی هستند. سرمقاله هم حرف های زمان خاتمی و رفسنجانی را تکرار کرده است، خسته کننده و تبلیغی نوشته شده ... 

سوم- اگر همان دوست امروز دوباره همان سوال را از من می کرد می گفتم: "از مقالات خوب وبلاگ ها و وبسایت ها، روزنامه ای یک صفحه ای برای خبررسانی به قشری که به اینترنت و ماهواره دسترسی ندارد تهیه و پخش می کردم.

چهارم- عادت کرده ایم به امید دیگران بنشینیم. جای تعجب نیست که آن ها به روش خود، خودشان را تبلیغ کنند، بعد هم مغرورانه بگویند آلترناتیوی ندارید؛ "یا ما یا آن ها". اگر می خواهید دیگران با نظرات شما آشنا شوند، باید خودتان دست به کار شوید. وبلاگ نویسی و فیسبوک و پلاس خوبند، ولی کافی نیستند. 

پنجم- عده ای سرنوشتشان را به مراجع تقلید می سپارند. این مراجع می توانند نظیر آیت الله سبحانی و مصباح باشند، می توانند هم شبیه صانعی و منتظری باشند. تیم کلمه به گروه دوم نزدیک تر است. و متاسفانه خیلی ها، که تحصیل کرده، اهل مطالعه و ... هم هستند عادت کرده اند به بسنده کردن به همین کارها. تا وقتی جامعه به این کارها بسنده می کند، آخوند بر او حکومت می کند، زیرا این آخوند است که به جای او اعتراض، عمل و حتی فکر می کند. مغز جامعه می شود یک آیت الله، ابزارش آن ها که برایش روزنامه پخش می کنند. 

Balatarin

۱۳۹۱ آذر ۲۵, شنبه

یکشنبه شب یک پیامک می زنم

فردا شب، یعنی یکشنبه، 26 آذر، از ساعت 19 تا 21 یک توفان پیامک به راه انداخته، از نمایندگان مجلس می خواهیم وزیر آموزش و پرورش را برکنار و اردوهای اجباری راهیان نو را متوقف کنند.
متن پیشنهادی پیامک:
- وزیر آموزش و پرورش 
را برکنار و اجبار در اردوهای راهیان نور را لغو کنید
شماره تلفن ها:

Balatarin

۱۳۹۱ آذر ۲۴, جمعه

Stop the Nazis, Stop Racism, Stops Facism


بعضی وقت ها حکومت ها وظایف خودشون را انجام نمی دهند. لابد خواننده ایرانی با یک عالمه طعنه می پرسد: جدا؟ منظورمن حتی حکومت های دموکراتیک هستند. مبارزه با نازیسم و نازی ها فقط وظیفه حکومت نیست. هر شهروند مسئولیت پذیری سعی خود را می کند که جلوی نازی ها را بگیرد. بارها شاهد این بوده ام که شهروندان آلمانی باگزارش کردن صفححات فیسبوکی نازی ها، جلوی وحشی بازی ها و برنامه ریزی های آن ها را گرفته اند...

یک نازی اسلام گرا دارد با استفاده از شبکه های اجتماعی، تشکیلات آدم کشی به راه می اندازد و خون ریزی و خشونت را تبلیغ می کند (نمونه اش را اینجا بخوایند).

 وحید یامین پور خواستار رسیدن آخر زمان است. خواستار کشتار تفکرهای دیگر و دگراندیشان است. او دارد خیلی راحت تفکرات سرطانیش را پخش می کند. جنگ را تبلیغ می کند. در تعجبم که عده ای دارند از آزادی بیان مایه می گذارند که ایشان به کارش ادامه دهد. فتوای مرگ کجا و آزادی بیان کجا؟ چه ربطی دارد؟

اینجا مساله آزادی بیان نیست. مساله، جان افراد است. جلوی نازی ها را بگیرید. 

Balatarin

۱۳۹۱ آذر ۲۲, چهارشنبه

درخواست استیضاح و برکناری وزیر آموزش و پروش؛ امضا کنید

متن درخواست نامه (پتیشن) تهیه شده (اینجا می توانید امضا کنید):
در اعتراض به عدم پاسخگویی وزیر آموزش و پرورش در موارد قصور و عدم کارآمدی وزارت خانه ی ذی ربطشان، ما، امضا کنندگان این پتیشن، از نمایندگان محترم مجلس خواستاریم که استیضاح ایشان را با حداکثر فوریت در دستور کار خود قرار داده‬ و ایشان را از این سمت بر کنار کنند.
در ضمن از خواننده گرامی تقاضا می شود در تبلیغ و پخش این درخواست نامه بکوشند:

با مدیر صفحه های فیسبوکی تماس بگیرید.
لینک درخواست نامه را به دوستان خود بفرستید.
از شبکه های اجتماعی استفاده کنید. 

 سپاس.  

Balatarin

۱۳۹۱ آذر ۲۱, سه‌شنبه

فراخوان ارسال پیامک برای برکناری وزیر آموزش و پرورش

از نمایندگان مجلس بخواهیم وزیر آموزش و پرورش را برکنار و اردوهای اجباری راهیان نو را متوقف کنند. 

متن پیشنهادی پیامک:
- برکناری وزیر
- لغو اجبار در اردوهای راهیان نور
شماره تلفن های نمایندگان مجلس:

Balatarin

۱۳۹۱ آذر ۱۷, جمعه

در دفاع از مستعار نویسی (به بهانه نامه مجید دری)



پیش نوشت: مجید دری عزیز از زندان بهبهان نامه ای نوشته در نقد فعالیت های مجازی که بسیار خواندنی است (اینجا). در کل با نوشته موافقم. هر چند نوشته کامل نیست و اینجا و آنجایش قابل نقد است (و مجید خودش خواسته که نوشته نقد شود)، به نظرم مورد شماره دویِ آن نیاز بیشتری به نقد شدن دارد. چرا که مستعار نویسی بارها به صورت مشابهی مورد نقد قرار گرفته، بد نیست که دفاع نامه ای هم از آن داشته باشیم. به این امید که مجید دری هم بتواند این نوشته را بخواند.

Balatarin

۱۳۹۱ آذر ۱۴, سه‌شنبه

نسرین ستوده پیروز شد

حدودن دو ساعت است که داریم پیروزی نسرین ستوده را در اینتنرت جشن می گیریم. مبارک باد. این خبر رضا خندان در صفحه فیسبوکش مانند یک بمب شادی منفجر شد:

در ملاقات استثنایی عصر امروز, نسرین با توجه به برداشتن محدویت قضایی مهراوه به اعتصاب خود پایان داد

نسرین ستوده به ما یاد آوری کرد که حق گرفتنی است. او برای گرفتن حق دخترش 49 روز گرسنگی کشید. 
نسرین ستوده امید را به جامعه برگرداند. او توانست جمهوری اسلامی را مجبور به عقب نشینی کند. 


Balatarin

۱۳۹۱ آذر ۱۳, دوشنبه

انتقام خواهند گرفت


یک - روزنامه سلام به علت انتشار نامه محرمانه سعید امامی به وزیر اطلاعات بسته شد.
دو - دانشجویان در اعتراض تجمع کردند.
سه - 18 تیر.

Balatarin

۱۳۹۱ آبان ۳۰, سه‌شنبه

ایدئولوژی هایی که حاصلشان کشته شدن بچه های غزه است و مغزشویی موفقانه جمهوری اسلامی

طبل جنگ

جدیدن یادداشتی نوشته بودم در مورد گردانندگان صفحه "اسرائیل ایران را دوست دارد" و مخالفت و مبارزه شان با جنگ کنونی در غزه. بعد با نوت بامدادی در این باره مواجه شدم که نشان می دهد مغزشویی جمهوری اسلامی در مورد اسرائیل چقدر خوب کار کرده است:

Balatarin

۱۳۹۱ آبان ۱۲, جمعه

ضرورت تغییر رسم الخط عربی به لاتین

بعضی وقت ها باید خط را عوض کرد

پیش نوشت:  بعد از یک گفت و گوی ساده قرار شد مقاله ای بنویسم درباره فواید و ضررهای تغییر رسم الخط عربی به لاتین. قبل از نوشتن مقاله بیشتر بی طرف بودم، هنوز مطمئن نبودم که تغییر خط خوب است یا بد  و هدفم اصلن نتیجه گیری نبود. هدف، نوشتن فواید و ضررها بود و اینکه گفتگویی باز شود. اما چند ساعت پس از کشیدن نمودارم روی کاغذ و کمی فکر کردن توانستم خیلی راحت به این نتیجه برسم که بهتر است هر چه سریع تر رسم الخط کنونی را تغییر دهیم. پس دلایل را با هم مرور می کنیم (نوشته نسبتن طولانی است، ولی فکر می کنم راه دیگری نیست، چرا که در وبلاگستان و اینترنت خیلی کم به این موضوع پرداخته شده):

Balatarin

۱۳۹۱ مهر ۲۷, پنجشنبه

پاسخ به یک "سلام"


یک - تعدادی از اقوام میرحسین موسوی و زهرا رهنورد روزسه شنبه با این دو همراهِ در حصرِ جنبشِ سبز دیدار کردند. موسوی به حاضران گفت که سلام من را به ملت ایران برسانید. (منبع: کلمه)

دو - به یاد نمی آورم که یک سلام این همه جنجالی بوده باشد. واکنش عده ای جواب دادن به آن سلام بود. جواب دادن به آن سلام خود یک عالمه واکنش به وجود آورد. 

Balatarin

۱۳۹۱ مهر ۱۹, چهارشنبه

پیش بینی جو انتخاباتی و تصمیم های ما



چنان جو انتخابی ای راه خواهند انداخت که پیش بینیش امروز برایمان غیر قابل تصور باشد. معتقدم دستگیری مهدی هاشمی فقط اول داستان باشد.

Balatarin

۱۳۹۱ مهر ۱۶, یکشنبه

خنده ها و ارزش ها

یکم - در یک کشور دموکراتیک مانند آلمان نه تنها می توان به ریش صدرِ اعظم الله مرکِل خندید، بلکه حتی می توان ارزش های "اتحاد آلمان" را هم به طنز گرفت و آن را در شبکه دو آلمان با بودجه دولتی تامین مالی کرد.

در ویدیوی زیر، سر دبیر مجله طنز "تیتانیک" با دوربین شبکه دو به طرف آنجلا مرکل می رود و سعی می کند او را کمی به به چالش بکشد. آنگلا مرکل در آلمان شرقی به دنیا آمده است. مراحل برگزاری جشن در ایلات بایرن آلمان است. مجری از مرکل می پرسد: "چقدر دیگر طول می کشد تا استاندارد زندگی بایرن مانند آلمان شرقی شود؟" (اشاره به وضع نه چندان خوب اقتصادی با استفاده از محل تولد آنگلا مرکل) بادی گارد مرکل او را کنار می زند (مراسم کاملن رسمی است و جایی برای مصاحبه با خبرنگار نیست، چه رسد به طنز ). مجری اعلام می کند که گویا برنامه هویته شو (Heute Show)، دشمن اول حکومت آلمان شده است (خنده حضار - صد البته در آلمان این حرف ها شوخی اند و کسی آن ها را جدی نمی گیرد، چرا؟).

Balatarin

۱۳۹۱ مهر ۷, جمعه

چرا از خندیدن می ترسند (هوبرت شلایشرت)

همهٔ ایدئولوژی‌ها، بویژه دین‌ها، از خنده نفرت دارند، زیرا بر خطرناکی آن آگاهند. کسی که به چیزی بخندد، دیگر از آن نمی‌ترسد. از این روست که خنده و حتی لبخند به شدت نهی شده و کیفر سختی می‌بیند. در معبد‌ها (حتی اگر مقبرهٔ شاه کافر باشد) نباید خندید. خنده، از معبد جدیت عبوسش را می‌گیرد. کسی که نتواند خنده را در گلویش بشکند، بی‌ادب و موهن نام می‌گیرد. هر مستبدی بیان لطیفه‌های سیاسی را کیفر سختی می‌دهد...

در استبداد مذهبی ریشخند دین جنایت دانسته می‌شود.

Balatarin

۱۳۹۱ شهریور ۲۰, دوشنبه

هیچ کس برای شما جای گرمی درست نمی‌کند، خودتان دست به کار شوید

آرمان امیری، نویسنده مجمع دیوانگان، در نقد نوشته روز بلاگستان فارسی و شعاری بس تهی به نام "اتحاد ملت ایران" این یادداشت را به من فرستاد که با هم میخوانیم:

هیچ کس برای شما جای گرمی درست نمی‌کند، خودتان دست به کار شوید
نخست- یا سندی ارایه کنید و یا دست از تکرار این افسانه بردارید

Balatarin

۱۳۹۱ شهریور ۱۶, پنجشنبه

روز بلاگستان فارسی و شعاری بس تهی به نام "اتحاد ملت ایران"

تقدیم می شود به وبلاگ نویسان و کنش گران سیاسی، اجتماعی
----

اصلن اهل این نیستم که به مناسبت یک روزی چیزی بنویسم. نه اینکه مخالفتی با این چیزا داشته باشم. مساله اینه که هر سال چند روز بعد از سالگرد تولد وبلاگم یادم میاد که باز یادم رفت یک چیزی به این مناسبت بنویسم. راستش را بخواید اصلن نمی دونم روز تولد وبلاگ هام چه روزایی هستن. اصلن من روز تولد دوستان و فک و فامیل را هم فراموش می کنم. 

Balatarin

۱۳۹۱ شهریور ۱۵, چهارشنبه

لاریجانی، پرونده برادرش و پرونده دیگران

خبر: رئیس قوه قضاییه پرونده برادرش را سیاسی دانست (از بی بی سی بخوانید

البته پرونده مجید توکلی ها، نسرین ستوده ها و زید آبادی ها کاملن غیر سیاسی بوده و ما اصلن زندانی سیاسی نداریم. اما نام برادر رئیس قوه قضاییه که عنوان شود، انگیزه ها سیاسی می شوند. چرا که خانواده لاریجانی شهرتی دارند عجیب در ساده زیستی. 

صادق لاریجانی در تعجب است که در میان صدها پرونده نام برادرش با این همه مسئولیت در کشور مطرح می شود! ایشان البته یاد آوری کرد که انتشار خبر در مورد برادر ایشان جرم است. بله، می دانیم، نوبت برادر و فک و فامیل که می شود ایشان یادشان می آید که قانون کشور چیست و یادشان می آید که "مقام معظم رهبری هم بارها چه در جلسات خصوصی و چه در جلساتی که با مسئولان داشته‌اند گفته‌اند که چرا به صرف اتهام، اسامی مطرح می‌شود" و البته ناخواسته یادشان می رود که نماینده مقام معظم در روزنامه کیهان چگونه سال ها است که قبل از صرف اتهام از طرف دادستان، اتهام می زند. 

Balatarin

۱۳۹۱ شهریور ۱۲, یکشنبه

تفاوت دین، علم و فلسفه در نگرش به "حقیقت"



بارها و بارها شاهد گفتگوهایی بوده ام که در آن سوال شده که علم با چه حقی خود را برتر از دین می داند و یا یک تئوری دینی را رد کرده و خرافات می نامد یا با این سوال مواجه شده ام که تفاوت دین و علم و فلسفه چیست. در جواب این سوال فکر می کنم کافی باشد نگرش دین، علم و فلسفه به حقیقت را توصیف کنیم:

Balatarin

۱۳۹۱ شهریور ۹, پنجشنبه

انسانیت مرز ندارد


این هانا است. یک دانشجوی پزشکی شهر کلن آلمان. یک روز اس ام اسی می گیرد که در آن از او پرسیده شده که آیا حاضر است همراه یک تیم اورژانسی به ایران سفر کرده و به زلزله زدگان کمک کند. او که می خواست در تعطیلات میان ترمی به کارهای آزمایشگاهی بپردازد و در گروه های درس خوانی خود را برای امتحانات آماده کند سریعن دست به تلفن می برد و تمام برنامه های دانشگاهی و خصوصیش را کنسل کرده، کوله پشتی اش را می بندد و خود را با تیم آلمانی به اهر می رساند. 

Balatarin

۱۳۹۱ مرداد ۲۸, شنبه

درد ایران و اسلام و انسان را بنازم

مهمان وبلاگ 

چه کسی میخواهد
من و تو ما نشویم؟
خانه اش ویران باد

امروز همان روزی است که من و تو ماشدیم و ماشدن "ما" کاری کرد کارستان که خواندند ما را فتنه ای که این بار دست از آستین کمک به زلزله زدگان بیرون آورده است. هراسان شدند که "ما " را نمیخواهند و من و ترا همیشه منفک از یکدیگر خواسته اند. چرا که میدانند نیروی من و تو را یارای برابری ایشان نیست.

ای مای ما خوش میروی بر بام دوست که چشم انتظار توست و فقط یاری تو به مذاق او خوشایند است
آذربایجان عزیز دردت را به من بگو که سینه ای فراخ برای شنیدن دردها دارم
و ترا به باد نخواهم سپرد که از سلاله خونی، نه خاک و خاکستر

Balatarin

۱۳۹۱ مرداد ۲, دوشنبه

و اما واحدی - مطبوعات سبز، "ما خارج نشینان" و مردابی که رهنورد از آن حرف زد

واحدی پس از خداحافظی از کروبی در یک مصاحبه با روز آنلاین و یک نوشته، سوالاتی را از اصلاح طلبان نزدیک به خاتمی مطرح کرده.  

هیچ یک از این سوال های واحدی جدید نیستند. همه، مدت هاست که مطرح شده اند. متاسفانه نمایندگان و نزدیکان اصلاح طلبان بر خلاف موسوی، کروبی و رهنورد این سوال ها که در جامعه مطرحند را تا به حال جواب نداده اند. به نظرم موسوی و کروبی همواره تلاش می کردند تا به همه گروه های مردم نزدیک باشند. پس ابایی نداشتند که به سوال های فرشته قاضی  جواب دهند و پیام دادند که از انتقادات استقبال می کنند و "ما" به نقدمان ادامه دادیم.   

و اما واحدی:

من واحدی قبل از انتخابات را نمی شناسم و هیچ نوشته ای از او را قبل از انتخابات نخوانده ام. فرض را بر این می گذارم که همان طور که قابیل در جرس نوشته است (و البته لزومن دیدگاه جرس نیست)، واحدی با استفاده از نام کروبی "اعتبار و معروفیت کسب کرده" وبعد "به سمتی رفته که خارج نشینان بپسندند". البته فرض را هم بر این می گذارم که "ما" خارج نشینان از مریخ نیامده ایم و همفکرانی در ایران هم داریم، زیرا که با آن ها در ارتباط بوده و هستم و می دانم که تعدادشان خیلی هم کم نیست.

امیدوارم که اصلاح طلبان نزدیک به خاتمی و شخص آقای خاتمی که تا امروز ما و هم فکران ما را داخل آدم حساب نکرده اند سوالات آقای واحدی را جواب دهند. به این مساله فکر کنند که این سوال ها فقط از طرف یک شخص "فرصت طلب" پرسیده نمی شوند و اگر به این پرسش ها پاسخی منطقی داده نشود، مردم به آن شخص فرصت طلب اعتماد خواهند کرد و این به نفع آن ها نیست. 

Balatarin

۱۳۹۱ تیر ۳۰, جمعه

یعنی بوگندوا میرن بهشت؟


یعنی بوگندوا می رن بهشت، خوش بوها و خوشگلا جهنم؟ بعد می گن چرا جوونا این قدر از دین فرار می کنند؟

Balatarin

بودند کسانی ...


کسانی بودند که سعی می کردند با عدم همکاری، جلوی جنایات هیتلر را بگیرند. یا تعداشان کم بود، یا فعالیتشان کم. جنگ جهانی دوم آغاز شد. 

Balatarin

۱۳۹۱ تیر ۲۹, پنجشنبه

مهر نيوز بهتر از جرس، خودنويس، بي بي سي، صداي آمريکا، راديو فردا و دويچه وله عمل کرد

در خبر رسانی در مورد مراسم قربانیان کهریزک، فقط کلمه و مهر نیوز از مجوز گرفتن مراسم خبر دادند. البته کلمه هم خبر را در تیترهای اصلی خودش قرار نداد. ولی باز هم تنها رسانه منتقدی بود که خبر را منتشر کرد.

عجیب نیست؟ 

Balatarin

خبر فوری: مجوز مراسم سالگرد کهریزک داده شد.! امروز، پنج شنبه

خبر رسمی است، از مهر نیوز نقل می کنم:
سومین سالگرد قربانیان جنایت کهریزک پنجشنبه برگزار می شود
سومین سالگرد مراسم قربانیان جنایت کهریزک پنجشنبه در مسجد نور میدان فاطمی برگزار می شود.
به گزارش خبرنگار مهر، سومین مراسم سالگرد مراسم جوادی فر، کامرانی و رو ح الامینی قربانیان جنایت کهریزک بعد از ظهر پنجشنبه 29 تیرماه در مسجد نور به نشانی تهران - میدان فاطمی برگزار خواهد شد.
گفتنی است این مراسم از سوی خانواده های قربانیان از ساعت 18الی 20برگزار می شود.


این یک فرصت است.

مسیح علی نژاد در صفحه فیسبوکش نوشته:

یکی از روزنامه نگاران داخل ایران نوشته است:
مراسم کشته شدگان کهریزک..تنها مراسمی که نظام اجازه برگزاری اش را می دهد.مجاز ست.بروید و برویم نه تیرمان می زنند نه دستبند و زندان درکارست....
رسانه شمایید، وقت کم است.

Balatarin

۱۳۹۱ تیر ۲۱, چهارشنبه

استاندارد دوگانه سایت خودنویس و متنی که سانسور شد (خودتان قضاوت کنید)

متن نوشته سانسور شده:


توضیحات محمد دلخسته پیرامون مصاحبه رضا پهلوی

یک - دبیرخانه رضا پهلوی مدعی شده که مصاحبه رضا پهلوی مغایر با ادبیات ایشان بوده و مدعی شده که خواستار انتشار نسخه اصلی مصاحبه به زبان انگلیسی گردیده است.


دو -  محمد دلخسته دلخسته که در این باره تحقیق کرده، می نویسد:

Balatarin

۱۳۹۱ تیر ۱۷, شنبه

اصول به ظاهر دموکراتیک قانون اساسی، خود تا چه اندازه ای دموکراتیک اند ؟

"دروغ گفتن نه تنها آن است که چیزی را که راست نیست بگوییم٬ بلکه و به ویژه٬ آن است که چیزی را راست‌تر از آن‌چه هست بگوییم" کامو
- ممنوعیت اعمال شکنجه بدنی در اصل 38 عمومی نبوده و فقط به موارد « گرفتن اقرار یا کسب اطلاع » محدود شده است.

- در زمینه ی نفی امتیازهای اجتماعی در اصل 19 ، مسئله ی « جنسیت » مسکوت گذارده شده و تساوی حقوق زن و مرد در اصل بیستم فقط به یکسان بودن از لحاظ « حمایت قانونی » آن هم به شیوه ای مشروط و مقید تعبیر شده است

- تمامی حقوق فرهنگی مردم ایران در اصل 15 به « استفاده از زبانهای قومی و محلی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس » محدود شده است

Balatarin

۱۳۹۱ تیر ۱۴, چهارشنبه

مثالی از نقد غیر منطقی اسلام

عده ای از مخالفان اسلام (منظور منتقدان اسلام نیست) سعی می کنند با چنین استدلال هایی مسلمانان را به چاش بکشند:

"هزاران انسان به نام استدلال کشته و شکنجه می شوند، شرم است مسلمان بمانید"

منطق این استدلال در حد این مثال هاست:

- پزشک بودن شرم آور است، زیرا بسیاری از پزشکان آدم های بسیاری کشته اند. مثال معروف: دکتر منگله، پزشک نازی ای که هزاران یهودی را قربانی تحقیقاتش کرد.

- دانشمند بودن شرم آور است، چون علم همواره جنگجویان را در آدم کشی کمک کرده (ارجاع شود به: تاریخ بشریت)

این گونه نوشته ها، نه تنها روشن گری نیستند، بلکه با آزار دادن مسلمین، فضای گفتگوی مثبت بین دین دار و نقاد دین را از بین می برند. 

Balatarin

۱۳۹۱ تیر ۱۲, دوشنبه

خبر اصلی: مردم از گشت ارشاد متنفرند



یک - شاهدان عینی گزارش دادند که مردم قم با ماموران گشت ارشاد در گیر شده و دو نفر را را آزاد کرده اند.  
دو - کمی دیرتر یک فیلم در یوتیوب منتشر شد که گویا مربوط به این ماجراست. ویدیو هیچ چیزی را نشان نمی دهد،  ولی اگر با دقت گوش کنید، صدای ولش کن ولش کن را می شنوید (+). 
سه - منتقدان می توانند مدعی شوند که صدای روی ویدیو، ضبط شده بوده و ربطی به قم ندارد.

چهار - حتی اگر تمام گزارش های بالا دروغی بوده باشند، یک چیز روشن است:  
خبر به سرعت و با شادی پخش شد. مهم این است که مردم دوست دارند این یک خبر حقیقی باشد، چرا که این خبر خوب، آن ها را برای مدتی هر چند کم شاد می کند. 
اخبار اصلی در حقیقت این است: مردم از گشت ارشاد متنفرند. 

پنج - معتقدم مهم ترین دلیل محبوبیت موسوی بین جوانان این بود که قول داده بود گشت ارشاد را تعطیل کند. 

Balatarin

۱۳۹۱ تیر ۷, چهارشنبه

کمکم این زمزمه در جامعه آغاز شود

مر مرا هیچ گنه نیست بجز آنکه زنم
زاین گناه است که تا زنده ام اندر کفنم
من سیه پوشم و تا این سیه از تن نکنم
تو سیه بختی و بد بخت چو بخت تو منم

Balatarin

۱۳۹۱ خرداد ۲۶, جمعه

طوطی وار

بعضی انسان ها مانند طوطی ها هستند و حرف  این و آن را تکرار می کنند. من طوطی ها را خیلی دوست دارم. وقتی کلمات انسان ها را تکرار می کنند، خیلی با مزه است. همه را به خنده وا می دارند. طوطی ها کلن خیلی محبوبند. ولی من انسان هایی که مانند طوطی ها هستند را دوست ندارم، چون اگر خواستی حرف دیگری بزنی، زود پرخاش می کنند و سرت داد می زنند. شاید دلیلش این است که روی مفاهیم فکر نکرده اند. از یک شخصیت خوششان می آید و هر چه او گفت را تکرار می کنند. نیازی هم نیست که آن شخصیت یک دانشمند یا سیاستمدار باشد، این الگو در بسیاری از مواقع پدر یا مادر است. در این صورت مساله می تواند خطرناک هم بشود: "می گویی پدرم اشتباه می کند؟" (همراه با داد و چشمهای بزرگ شده). اگر پدر بنده خدا را بشناسی که دیگر واویلا ...

Balatarin

۱۳۹۱ خرداد ۲۱, یکشنبه

چگونه "می سازمت وطن"؟

به خواسته هایمان که نرسیده ایم هیچ، آنچه که داشتیم را هم به چندین دلیل از دست داده ایم. صدای نا امیدی و سر خوردگی از جامعه، سیاست و آینده جایگزین "راه امید سبز" شده است. ما مردم عادی چه گزینه هایی برای "خدمت به کشور" یا "بشریت" داریم؟

یک لحظه فکر کنید از شرّ "این ها خلاص شده ایم. ایران با یک عالمه مشکل روبه رو است. در تمام حوزه ها، خیلی کارها باید انجام شوند. شما چه کاری می توانید انجام دهید؟ 

پس نوشت: فوتبال که نگاه می کردم، وقتی بازی کنان تیم ملی خراب کاری می کردند و همه غر می زدیم، به این فکر می کردم که "آیا من در زمینه کاری خودم، آن قدر که از فوتبالیست های محبوبم اتظار دارم، پشت کار دارم؟"

Balatarin

۱۳۹۱ خرداد ۱۸, پنجشنبه

برشکستگی ...

1. یک فعال سیاسی (محمدمهدی زالیه نقشبندیان) در زندان فوت کرد
2. خبربازتابش کمتر از خبر شلاق خوردن یک وبلاگ نویس سبز بود. چرا؟ سبز نبودن زندانی سیاسی یا خدای ناکرده کرد بودن وی؟ 

اوخ، یادم رفت به حساب این رسانه ها پول واریز کنم مبادا برشکسته بشوند و از اخلال در سخنرانی نوه ی امام راحل مطلع نشوم.

Balatarin

۱۳۹۱ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

تفاوت "ساختار حاکم" و "حاکمیت"

جر و بحث با رضا رادمنش در پلاس برایم همواره آموزنده بوده. حیف دانستم این کامنتش در پلاس را بازخوانی نکنم ....

---

"ساختار حاکم" فراتر از "حاکمیت" است. یعنی در "ساختار حاکم" همه اینها (مخالف و موافق و مزدبگیر و حاکم به معنای شاه و رییس)  ساخته می شوند و شکل میگیرند حالا اگر مخالفین علیه ساختارها بلند شوند این می شود: "مخالفت با  ساختار موجود" ولی اگر گروهی فقط بر علیه دولت یا حکومت بلند شود: "این می شود مخالفت با حاکمیت با دولت".... من اعتقاد دارم مخالفین علیه "حکومت" یا اگر اصرار داشته باشیم از "ساختار" استفاده کنیم علیه "ساختار حاکمیت" برخاسته اند و حاکمیت اینجا به معنای خود حکومت است خود رژیم سیاسی است... ولی "ساختار حاکم" فراتر از اینهاست.چه موقع ما بر ساختار حاکم قیام میکنیم؟

Balatarin

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲, شنبه

افزایش بی اعتمادی نسبت به فعالین رسانه ای و حقوق بشری - از زبان آلمانی ها

در یک نظرسنجی در وبلاگ آلمانی زبانم از خوانندگانم درخواست کرده بودم "پیشنهادات و انتقادایشان" را برایم بنویسند. تا امروز اما خوانندگان کمتر به نقد وبلاگِ من پرداخته اند. خوانندگان ترجیه داده اند برایم بنویسند که چرا اصلن وبلاگ من را می خوانند و بیشتر به نقد وبسایت ها و بلاگ هایی را که توسط ایرانیان گردانده می شوند پرداخته اند. یک توضیح را اینجا باید بدهم: من نه حرفه ای هستم نه چهره ای شناخته شده و نه خیلی فعال. هر وقت موفق شدم هفته ای یکبار بنویسم،  هنر کرده ام! 

طبیعی است که خوانندگان وبلاگم طرز فکر من را بیشتر می پسندند. پس نمی خواهم نتیجه گیری کنم که همه آلمانی هایی که وبسایت های ایرانی ها را می خوانند مانند ایشان فکر می کنند. ولی فکر می کنم باید این نقدها را بنویسم. این را یکجوری مسئولیت خودم می دانم. فکر می کنم این نظرها برای بسیاری جالب باشد، برای بسیاری (فعالانی که به زبان های غیر فارسی می نویسند) هم مفید. 

Balatarin

۱۳۹۱ فروردین ۲۷, یکشنبه

خواهشی از سیلسی نویسان: لطفن فقط بدترین ها را نقد نکنید

پیش نوشت: این نوشته نخستین بار در خودنویس منتشر شده. 

اصلاح طلبان، سلطنت طلبان، جمهوری خواهانِ مخالف اصلاح طلب، طرفداران حکومت؛ اینها همه طرفداران و تبلیغ کنندگانی دارند که چرت و پرت زیاد می گویند و سعی بر کوبیدن حریف دارند و استدلال برایشان مهم نیست. این امری است عادی. 

تاسف بار اما این است که بسیاری از مغزهای همه این گروه ها با استفاده از این چرت و پرت ها سعی بر این دارند که عدم حقانیت گروه های دیگر را اثبات کنند. اثبات کردن مزخرف بودن حرف های مزخرف، نه هنر است نه با ارزش، وقت کشی خود و خواننده است. نقد گزاف گویی های چند طرفدار، نقد آن تفکر نیست. نوشته وقتی پربار می شود که نقدهای اساسی مورد چالش قرار گیرند و به سوال های اساسی جواب داده شود و یا سوال های جدیدی به وجود آورد.

نقد شخصیت ها تفاوت چندانی ندارد. می توان برای کوبیدن اصلاح طلبان، فقط از کواکبیان نام برد و او را به عنوان نماد اصلاح طلبی معرف کرد وبه روی خود نیاورد که اصلاح طلبان محبوبی هم وجود دارند مانند تاجزاده و دکتر خزعلی. یا برای کوبیدن سلطنت طلبان گفت خسرو فروهر دروغگوست ولی اسمی از نقد پذیری رضا پهلوی نبرد. یا در نقد اصولگرایان فقط از امام جمعه خاتمی یاد کرد و از مطهری اسمی نبرد. فکر کنم موافق باشید که اینگونه نه کسی را با خود همراه می کنیم و نه کاری را به جلو می بریم. بیشتر کم آوردن  خود در استدلال را نشان داده، خواننده را از خود می رانیم.

Balatarin

۱۳۹۱ فروردین ۲۴, پنجشنبه

تشکری از واسطان ارتباط

بدون پشت کار آن ها، امکان رد و بدل عقاید میان مردم داخل کشور با همدیگر و مردم داخل و خارج کشور از طریق اینترنت ممکن نبود. آن هایی که همت کردند تا راه های ارتباطی را با استفاده از دانششان ممکن کنند، بدون سر و صدا فیلتر شکن و نرم افزار ساختند و به مردم ارائه کردند. آلترناتیوهایی برای بالاترین ساختند. داوطلبانه از پراکسی ها و فیلترشکن های نامطمئن به صورت آزمایشی استفاده کردند تا دیگران بتوانند از آن ها در امنیت استفاده کنند. خواستم از اینجا تشکری از آن دوستان کرده باشم و بگویم که هر وقت چیزی نوشته ام، به آن دوستان نا آشنا فکر کرده ام و قدر کارشان را می دانم. می دانم که از اهمیت کار خود اطلاع دارید، خواستم بگویم که ما هم.

Balatarin

۱۳۹۱ فروردین ۵, شنبه

درباره دوستی میان مردم ایران، اسرائیل (و فلسطین)

از زمان شروع کمپین دوستی میان مردم اسرائیل و ایران چند بار با این سوال برخورد کرده ام که "آیا اسرائیلی ها حاضرند کمی از عشق خود را به فلسطینی ها بدهند؟".

برداشت من این است که بسیاری از سوال کننده ها بر این باورند که مردم اسرائیل از همه سیاست های دولتشان حمایت می کنند. رونی، آغاز کننده کمپین نوشته: "هر وقت از تلويزيون ترجمه سخنان يک مقام جمهوری اسلامی ايران را می شنوم که از نابودی اسرائيل در يک جنگ سخن می گويد، با خود می گويم ترديدی نيست که اين فرد اصلاً نماينده همه ملت ايران نيست. بنا بر اين هر وقت شما ملت ايران نيز در تلويزيون خود سخنان يک اسرائيلی را شنيديد که از بمباران ايران حرف می زند، بدانيد که او نماينده همه ملت اسرائيل نيست". به نظرم درک این جملات از طرف یک ایرانی چندان سخت نباشد. حداقل سالهاست که ما ایرانی ها مدعی هستیم که با حکومتمان تفاوت داریم. همچنین می دانیم که در آخرین انتخابات اسرائیل، حذبی بیشترین رای را آورد که رهبرش ریاست هیات اسرائیلی در مذاکرات صلح با فلسطین را بر عهده داشت.  رهبر حذب طرفدار صلح شکست خورد، زیرا نتوانست با تندروها اعتلاف کند، در صورتی  که بیشترین رای را آورده بود. 

Balatarin

۱۳۹۱ فروردین ۱, سه‌شنبه

جنگ و صلح (3) - کمپین دوستی مردم


این بار عده ای از مردم اسرائیل ابتکار را بدست گرفته اند و به مردم ایران پیام داده اند: "ما هرگز کشور شما را بمباران نمی کنيم. ما شما را دوست داريم" (در رادیو فردا بخوانید).

این کمپین که تا به حال مورد استقبال صدها نفر از مردم ایران و اسرائیل قرار گرفته و می تواند تبدیل به موثر ترین عامل مردمی برای جلوگیری از جنگ شود. چرا که تنِش و دعوای اصلی، میان دول ایران و اسرائیل است. کدام مردم بهتر از مردم این دو کشور می توانند جلوی جنگ را بگیرند؟

 حالا این ماییم که می توانیم با حمایت از کمپین ثابت کنیم که اصغر فرهادی  راست می گفت که "ما ملتی صلح طلبیم" و به آنانی که دست دوستی را به سوی ما دراز کرده اند، جوابی دوستانه بدهیم. البته به ایرانیان مقیم ایران توصیه می شود فقط با نام مستعار از کمپین حمایت کنند و در صورت فرستادن عکس، صورت خود را بپوشانند.

لینک کمپین ها:
وبسایت کمپین "اسرائیل ایران را دوست دارد"  - صفحه فیسبوک کمپین - صفحه "عشق و صلح" در حمایت از کمپین 

Balatarin

۱۳۹۰ بهمن ۲۶, چهارشنبه

دو نفر دینشان را تغییر دادند


سمت چپی شان استون می باشد. او مسلمان شده و فارس نیوز این تغییر دین را جشن می گیرد. او از مسلمانان دیگر مسلمان تر است، البته نه فقط به دلیل موبور بودن: شان مسلمان به دنیا نیامده و دین خود را خودش انتخاب کرده. آزادی عقیده

سمت راستی اما یوسف ندر خانی است. به مسیحیت گراییده و به اعدام محکوم شده. چرا او اجازه ندارد دین خود را تعیین کند؟

Balatarin

۱۳۹۰ بهمن ۲۰, پنجشنبه

تاریخ سلیقه ای و مشکلی به نام اتحاد

 اگر در ویکیپدیا یا بسیاری از وبلاگ ها و وب سایت ها دنبال یک نوشته تاریخی گشته باشید، حتمن متوجه شده اید که نگارندگانِ اغلب این نوشته ها، تاریخ را بسیار سلیقه ای می نویسند. شاید برایتان جالب باشد که در ویکیپدیای آلمانی (حداقل تا امروز) در مورد مصدق قسمتی وجود دارد با نام "خطاهای باور شده". در این قسمت نوشته شده که مصدق بر خلاف تصور عمومی نه برای آزادی  و دموکراسی کاری انجام داد و نه نفت را ملی کرد! می خواهم بگویم که این دعوای تاریخی بر سر آنکه "مصدق خوب بود یا بد" و یا "شاه خوب بود یا بد" به زبان های غیر فارسی - توسط ایرانیان - هم کشیده شده است. تحریف در تاریخ نه فقط توسط حکومت، که توسط خود مردم نیز صورت می گیرد. هدف از تحریم تاریخ، با اهداف جمهوری اسلامی از تاریخ چندان فرقی ندارد. 

Balatarin

یک پیروزی برای سکولارها

گروه 22 خرداد هامبورگ کنفرانسی را برگزار کرده بود با حضور مسعود بهنود، مهرداد عمادی و رجبعلی مزروعی. در میزگرد پس از کنفرانس (دقیقه 24) مزروعی می گوید: "ما مذهبی ها سال ها عادت کرده بودیم دگر اندیشان را نبینیم. الآن رسیدیم به این مرحله که باید ببینیم".

این حرف در وحله اول شاید چندان مهم به نظر نرسد، ولی این یک پیروزی برای سکولارهایی است که خواسته های خود را ناگفته نگذاشتند و "این حرف ها" را موکول به فردا نکردند. اگر شما سکولار هستید، امروز می توانید مطمئن باشید که طرز فکر شما جدی گرفته می شود. شما دیگر نادیده گرفته نمی شوید، برای اینکه مذهبیون می دانند که شما قسمت قابل توجهی از جامعه را شامل می شوید. این نادیده نشدن و حساب شدن، می تواند گامی مثبت جهت اتحاد ما شود. حتی می توان انتظار داشت که رسانه هایی مانند کلمه، جرس و رسا شما را بیشتر از گذشته به حساب بیاورند.

Balatarin

۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه

نکاتی در مورد شرکت یا عدم شرکت در تظاهرات بیست و پنجم بهمن

پیش نوشت: هدف از این نوشته، یادآوری چند نکته جهت تصمیم گیری بهتر - و نه آسان تر-  در مورد شرکت یا عدم شرکت در تظاهرات بیست و پنج بهمن می باشد. نه کسی را به شرکت در آن دعوت (دلیل) و نه کسی را منع می کنم.
---

یکم - به نظر می آید که تاریخ جنگ هر روز نزدیک تر می شود. به عقیده من یکی از دلایل آن، ناامیدی جامعه جهانی نسبت به تغییرات در حاکمیت ایران - چه از طرف مردم چه سیاسیون - می باشد. جنبش سبز - یا جنبش دموکراسی خواهی در ایران - می تواند با دست در گرفتن امور کشور از جنگی احتمالی جلوگیری کند (+). 

Balatarin

۱۳۹۰ بهمن ۱۱, سه‌شنبه

کریسمس، روزی که کلیساها در سرزمین خداناباوران پر می شوند

پیش نوشت: این نوشته تنها بر مبنای تجربه ها و دیده های شخصی من در آلمان نوشته شده و مبنای آماری ندارد. در ضمن، بنا بر آن چه شنیده و خوانده ام، مردم کشورهای آمریکا، ایتالیا، اسپانیا و اروپای شرقی بسیار مذهبی تر از مردم کشورهایی نظیر آلمان، فرانسه یا انگلستان می باشند. بنابرین باز هم یاد آوری می کنم که این نوشته فقط مربوط به آلمان است.  

فکر می کنم برای چندی از خوانندگان جالب باشد که خداناباورانِ ساکن کشوری سکولار، چگونه از یک روز مذهبی استقبال می کنند.
---

Balatarin

۱۳۹۰ دی ۲۹, پنجشنبه

موفقیت تابوشکنی گلشیفته فراهانی

یک عکس خبر ساز شد. خبر شد موضوع اول بحث در جامعه. خبر، مخالفان و موافقانی داشت: 

گفتگو در باره یک تابو شکل گرفت. این، اولین موفقیتِ آن حرکت بود.

این گفتگو، "نمایندگان خدا بر زمین" را به وحشت انداخت. پس به اصغر فرهادی حمله کردند تا عده ای بترسند و بگویند "دیدید نتیجه این کارها چیست؟" یا "حالا موقع این کارها نیست" تا همه ساکت شوند. جامعه ما، سال ها با این حرف ها ساکت می شد. این حرف ها دیگر زیادی تکرار شده اند. حالا دیگر نوبت نسل ماست. تابوهای دیگری هم شکسته خواهند شد.

Balatarin

۱۳۹۰ دی ۲۵, یکشنبه

یادداشتی از فعال حقوق بشر و هم وطن بهائی، نوید خانجانی

بدون شک هم وطنان بهائی ما، بیش از هر اقلیت دیگری زیر فشار حکومت رنج برده اند. متاسفانه اعضای این اقلیت مذهبی نه تنها از طرف حکومت، بلکه از سوی جامعه نیز آزار داده شده و می شوند. مقاله زیر نوشته ای است در این زمینه، منتشر شده توسط وبسایت کمیته گزارشگران حقوق بشر، نوید خانجانی، بازخوانی می کنم. با این امید که چنین نامه هایی در آینده در سایت های سبز نیز منتشر شوند. 

Balatarin