۱۳۹۰ دی ۵, دوشنبه

تغییرات اساسی در محتوای آینده ی وبلاگ

تقاضای کمک فکری از خوانندگان در مورد تغییرات بنیادی در این وبلاگ 

خوانندگان گرامی،
(اگر حوصله خواندن کل نوشته را ندارید، قسمت بعد از سه ستاره را بخوانید)

کمی بیش از یک سال و نیم است که در این وبلاگ مقالاتی اجتماعی - سیاسی می نویسم. ابتدا، هدفم بیشتر اجتماعی نوشتن بود، ولی چه کنیم که سیاست چنان در جامعه حاضر است که نوشته های اجتماعی نمی توانند غیر سیاسی باشند. من اما سیاستمدار نیستم. از سیاست متنفرم، ولی از دوران نوجوانی سیاسی فکر می کنم. این تقصیر من نیست، بگذریم ... 


تحلیل گر سیاسی کم نداریم. فکر می کنم حدود پنجاه میلیون ایرانی سیاست را تحلیل می کنند. چندین نفر مشهور تر یا اثر گذار ترند که بین اینها، تحلیل گر سیاسی خوب هم کم نداریم. با این وجود، نوشته های من هم توانستند تعدادی خواننده را به خود جلب کنند که تک تکِ کلیک هایشان را با خود جشن گرفتم.

یک سال و نیم با هم دموکراسی را تمرین کردیم، ممنون. اما ...


من جا نخورده ام. از وقتی که اینجا می نویسم، به این موضوع فکر کرده ام: چگونه می توانم برای مردم ایران و آینده کشور مفید تر از اکنون باشم؟ فکر می کنم از طریق این وبلاگ دستاوردهایی هم داشته ام. دستاوردهایِ ممکنِ من را روزبه گیلاسیان در نوشته ریاضیات سیاسی اش بسیار جالب توضیح داده است. من در بهترین شرایط توانسته ام افکار خود را تکثیر کنم. 

ولی شاید من بتوانم مفید تر عمل کنم. نمی دانم، شاید تغییراتِ گودر عزمم را جزم تر کرد. به قول گفت و چای، بنزین وبلاگم (کامنت های شما در گودر) تمام شده و دیگر به صورت گذشته از نظرات شما بهره نمی برم و دیگر نمی توانیم مانند گذشته دست به دست هم دموکراسی را تمرین کنیم. این تغییرات اما به گونه ای مرا در تصمیم گیری یاری دادند.

***

در جامعه سیاست زده ما، خیلی چیزهای مهم تقریبن به کل فراموش شده اند. نوشته ها، اکثرن سیاسی اند. کارشناس، مورخ و اقتصاددان، همه تحلیل سیاسی می کنند. اکثر جامعه حاضر نیست در باره افکار آلترناتیو فکر کند، همه روی عقیده خود پا فشاری می کنند. تازه گفته می شود در اینترنت با نخبگان جامعه سر و کار داریم!

فکر می کنم در این جامعه سیاست زده، چند نفر هم باید کار علمی - فرهنگی و علمی - تاریخی کنند. منظورم از علم، همه نوعش است: طبیعی، تاریخی، جغرافیایی ... . آیا بهتر نیست منی که توانش را دارم، به این کارها بپردازم؟

در ضمن، نوشته های علمی چند سود بزرگ نسبت به نوشته های سیاسی دارند: یکی اینکه گسترش علم، خود به خود مقابله با جهل است.
دوم اینکه این نوشته ها در آینده نیز می توانند مورد استفاده خوانندگان قرار بگیرند. در ایرانی آزاد، این نوشته ها می توانند خوانده و مورد استفاده واقع شوند و مانند نوشته های سیاسی با گذر زمان، معنای خودر را از دست نمی دهند. 
سوم اینکه از این نوشته ها همه می توانند فرای تفکر سیاسی شان استفاده کنند.

حالا سوال های من از شما:

یک - آیا به نظراتان بهتر است نام و آدرس وبلاگ را برای نوشته های علمی تغییر دهم تا خوانندگان جدید بدون توجه به نظر سیاسی من، وبلاگ را بخوانند و اینجا فقط هر از گاهی سیاسی بنویسم؟ (البته در این صورت لینک وبلاگ جدید را اینجا خواهم گذاشت). یا همین جا نوشته های علمی را بِینابین نوشته های دیگرم منتشر کنم؟

دو - برای شما نوشته های علمی - تاریخی و تاریخِ روشن گری (نظیر گالیله، کپلر، داوینچی، داروین یا کانت) بیشتر جذابند یا تحلیل های جدیدتر علمی؟ یا حتی دانش روزمره؟ یا فرهنگی؟ آیا با حرف های من موافقید یا فکر می کنید وقت گذاشتن روی این چیزها بیهوده است و این چیزها خواننده ای ندارند؟

سه - آیا با کل نوشته موافقید؟

اگر به هر دلیلی نمی توانید در وبلاگ یا پلاس نظرتان را بگویید، می توانید به من ایمیل بزنید:
dustandtrash@gamail.com

منتظر جواب شما هستم
با تشکر

پس نوشت:
با چند دانشمند ایرانی که با کمک دوستان آلمانی ام در رشته های مختلف علمی پیدا کردم هم حرف زدم. نظرشان در مورد فارسی نوشتن درباره موضوعات حوزه تخصصی شان یا موضوعات جالبی که با آن ها آشنایی خوبی دارند مثبت بود. امیدوارم آن ها هم به زودی به وبلاگستان فارسی بپیوندند.

Balatarin

۱۴ نظر:

  1. سلام دوست عزیز،
    شما و وبلاگتان را در گودر دنبال می‌کردم و باید بگویم من هم با داشتن وبلاگی حقیرانه و خلوت (شهروند معمولی) که وقت زیادی هم برای به روزرسانی آن ندارم، حسی مانند شما را تجربه کرده‌ام؛ که وبلاگنویسی من واقعا چقدر تاثیرگذار است. با توجه به تخصصم (کامپیوتر)، تصمیم گرفتم در کنار وبلاگم یک وب‌سایت بنا کنم (تیلدا دات آی آر) و در آن از اینترنت و غیره می‌نویسم (بگذریم که خیلی وقت است آن را نیز به روزرسانی نکرده‌ام). اما من به شما چنین پیشنهادی دارم، که یک وب‌سایت مجزا برای نوشته‌های علمی ایجاد کنید که حداقل دو حسن دارد:
    1. در صورتی که در آینده نظرتان عوض شد، ضرری نمی‌کنید و می‌توانید در هر کدام که خواستید نوشتن را در وبلاگ یا وبسایت ادامه بدهید.
    2. با داشتن وبسایتی مجزا برای مطالب علمی، از سد فیلترینگ می‌گذرید که همچنان در ایران معضل بزرگی است.

    سپاس،
    سهند

    پاسخحذف
  2. سلام سهند و ممون از کامنت و پیشنهادتون.

    وبسایت تیلدا را میشناسم و چند بار سوالاتم را جواب داده. نمی دانستم که نویسنده شهروند معمولی نویسنده تیلدا هم هست. سایت عالیِ.

    در ضمن یه سوال دیگه هم دارم:
    اگر در بلاگر یا وردپرس یه وبلاگی را راه بندازم خود به خود فیلتر میشه؟

    پاسخحذف
  3. تشکر :)
    متاسفانه دامین های وردپرس و بلاگر فیلتر هستند و به طبع تمام وبلاگ‌های زیر مجموعه‌شون هم فیلتر خواهند بود. گودر کمی این معضل رو حل می‌کرد که با عوض شدنش، خیلی خواننده‌ها از دست رفتند.

    پاسخحذف
  4. درباره یک نظر خاصی ندارم. در مورد شماره دو باید بگم من به شخصه به مسائل فرهنگی و هنری و ادبی علاقه بیشتری دارم.
    و نهایتا ابراز ارادت به نویسنده وبلاگ :)

    پاسخحذف
  5. خیلی ممنون از نظرتون
    در مورد مسائل هنری من البته اطلاعتم خیلی کمه و توانش را ندارم، فقط علاقه مندم. حوصله تحلیل ادبی را هم ندارم، شاید یک روزی خودم چند تا کتاب بنویسم ... در مورد فرهنگی چشم

    ارادت از بنده :)

    پاسخحذف
  6. سلام نیما جان
    چه چیزهایی در بلاگستان خیلی خیلی کم داریم؟
    ترجمه،اتفاقا ترجمه نوشته های خوب را کم داریم. ترجمه در زمینه آی تی که خیلی خوب است اما در اقتصاد رضا نافعی فقط با ترجمه های یک نشریه آنهم بیشتر مطالبی در مورد ایران کلی خواننده پیدا کرده است.(تازه فقط دست چپی ها) هم در زمینه سیاسی می توانید ترجمه کنید هم در زمینه فرهنگی،واقعا ترجمه های فرهنگی خیلی بیشتر به کارمی آید خیلی هم نیاز نیست در ترجمه های فرهنگی تان دست بالا را بگیرد اتفاقا می تواند از ساده ترین مسایل و روزمره ترین روابط را در بر بگیرد (چیزی که در بلاگستان جای آن خالی است)در مورد سیاست هم می توانید چند نشریه را در نظر بگیرید و هر هفته یک مقاله که در مورد ایران است را ترجمه کنید مثل "ایران در جهان" که با وجود ترجمه های بسیار ضعیف اما خواننده های زیادی پیدا کرده اند...به نظر بنده جای ترجمه خیلی خالی است.آن جهلی که شما مدنظرتان است من هرگز اسمش را نمی گذارم جهل نامش سبک زندگی است حالا اگر شما به سبک زندگی نقد دارید هیچ چیز بهتر از کارهای فرهنگی نیست اتفاقا علم خیلی مواقع آن جهل را با ثبات تر کرده است (نمونه اش خود رسانه به عنوان تکنولوژی) اما فرهنگ خطاب قرار دادن سبک زندگی است.

    اما چرا از برخی سیاسی نویس ها استقبال نمی شود؟ اول اینکه سیاسی نویس ها الان دیگر تحلیل نمی کنند می آیند و شعاری می دهند و می روند(خواننده هم از شعار خوشش می آید) دوم اینکه دوتا حادثه خیلی ساده را با هم مقایسه می کنند اسمش را هم میگذارند تحلیل بعد مدام یکدیگر را حمایت میکنند تا از غافله عقب نمانند سوم-تحلیل سیاسی شده دامن زدن به درک متعارف هرکه مهیج تر و دم دستی تر پرخواننده تر...اینکه کم خواننده دارید در زمینه سیاسی هیچ دلیلی نیست که دیگران از شما بهتر بوده اند کما اینکه اگر خیلی خواننده هم داشتید معیاری نبوده که تحلیلگر خوبی بوده باشید.پس هیچ جای نگرانی نیست پرخواننده شدن پارامترهایی غیر از تخصص در نوشتن را میخواهد.
    امیدوارم که موفق باشید

    پاسخحذف
  7. سلام و سپاس رضا جان


    اجازه دهید از نوشته شما در وبلاگتان و حذف دین شروع کنم. نوشته بودید که در جامعه ما اگر دین حذف شود، دین دیگری از جامعه متولد خواهد شد. که مشکل از جامعه است. در آلمانی که من زندگی می کنم، دین تقریبن از بین رفته، ولی عده ای به فالگیری و این جور چیزها رجوع آورده اند. چه کسانی؟ کسانی که جایگزینی برای دین پیدا نکرده اند. از علوم روز یا حتی علم صده های قبلی بی اطلاع هستند. به طالع بینی روی آورده اند که از مسیحیت هم قدیمی تر است. در عوض مسیحیانی داریم که از علم روز آگاه اند. هر حرفی را قبول نمی کنند، حتی اگر پاپ اعظم بگوید. ولی مسیحی اند. نظیرش را در ایران کم نداریم.اگر به قول شما اسمش را سبک زندگی بگذاریم، این سبک زندگی و فرهنگ اروپایی امروز، نتیجه آثار علمی داروین و کپلر و داوینچی هم بوده است. من اگر بیایم و در مورد این ها بنویسم و بنویسم در چه شرایطی فلان کار را کردند، این هم (در ابتدا) یک گونه ترجمه و خلاصه نویسی است، چون در وحله اول نتیجه تحقیق من نیست. بسیاری از نظرهای فارسی زبانان که درباره این بزرگان می خوانم، غیر واقعی هستند. یا آن چیزی هستند که در مدرسه جمهوری اسلامی یاد گرفته ایم ، یا دقیقن برعکس آن که باز هم غلط است.

    می خواهم بگویم که کار علمی - تاریخی خودش یک نوع کار فرهنگی هم هست. علم، انتقاد پذیر است. با کار علمی، انتقاد پذیری وارد جامعه می شود. منظورم نوع خاصی از علم است.

    در مورد فرهنگ، اینجا حتمن خواهم نوشت، البته نه به صورت ترجمه. سعی می کنم این هفته در باره کلیسا رفتن مردم در روز کریسمس بنویسم و اینکه بچه ها، مذهبی تر ها و بی خدایان چگونه کریسمس را جشن می گیرند.

    در مورد اینکه پرخواننده بودن دلیل خوب بودن تحلیل (با حتی کتاب ادبی) نیست، شکی نیست. و البته برعکس آن. با پاراگراف آخرتان کاملن موافقم.

    پاسخحذف
  8. من خیلی خیلی استقبال میکنم مثلا شما بیایید در مورد کلیسا رفتن یا برنامه های روزمره آنان بنویسید و اینکه حتی این دو نگاه را هم مقایسه کنید این می شود یک اتنوگرافی... اتفاقا این ایده تان از ایده ترجمه خیلی بهتر است..این می شود یک کار ماندگار..اگر این کار از حالت توصیفی هم کمی جدا شود مثلا رفتن به کلیسایشان را با فلان کارشان پیوند دهید و این نشانه های مشترک را بنویسید که دیگر عالی می شود.حتی کار مهمی که میتوانید انجام دهید بیایید این تصویری که خیلی ها در موردش فکر میکنند را با نمونه هایتان به چالش بکشید مثلا همین نگاه سنتی آلمانی ها به خیلی از مقولات....راستش را بخواهید من دیگر شخصا به ندرت وبلاگ های سیاسی را میخوانم نود درصدشان مثل هم می نویسند هیچ چیزی به خواننده نمی دهند اما کلی روزمره میخوانم چه بهتر این نگاه درقالب یک کار (به دید شما علمی به دید من مردم نگاری) باشد که عالی است...(اگر خواستید من میتوانم در مورد کارهای مردم نگاری بعد از دی کمکتان هم بکنم که چطور اینطور نوشته های نسبتا نظاممند بنویسید)

    در هر صورت موفق باشید

    پاسخحذف
  9. رضا جان ، البته متاسفانه حرف های تکراری در صدای آمریکا،برای مثال تفسیر خبر از وبلاگستان هم بدتر است. من که مدت هاست دنبال نمی کنم. تنها برنامه خوب تلویزیونی فعلی به نظرم پرگار است، هر از گاهی هم صفحه دو. به جز چند استثنا، وبلاگ ها خیلی بهتر از برنامه های تلویزیونی اند. البته باید گفت که مخاطبان تلویزیون احتمالن کمتر از خوانندگان وبلاگستان از اخبار روز آگاهند.

    پاسخحذف
  10. ببخشید، شاید من اشتباه متوجه شدم: منظورتان این است که نوشتن درباره کارهای علمی گالیله یا هر کس دیگر با توجه به اوضاع آن روز و بیوگرافی او، مردم نگاری است ؟ یا فقط آن قسمت کلیسا؟

    دومی را در همین وبلاگ ادامه می دهم. به نظرت شما بهترِ برای اولی در وبلاگ دیگری بنویسم؟

    ممنون

    پاسخحذف
  11. منظورم کلیسا و رفتارهای روزمره است...اصولا من خیلی آدم دربند علم نیستم حتی باهاش مشکل هم دارم نه با علم با کاربرد علم... به عنوان پیشنهاد نظرم مورد دوم است یعنی رفتن به سراغ روزمره و برجسته کردن یک چیزهایی که ما باور نمیکنیم آنها هم همینطور باشند...چون خودم به این بخش علاقه دارم.نه در همان وبسایت خودتان ادامه دهید این می شود یک بخش دیگر.. تا بخواهید از صفر شروع کنید سخت است.فقط مختصر و مفید باشد میدانید که سلیقه ها چقدر به کوتاه نویسی عادت کرده بدبختانه

    پاسخحذف
  12. علم در کل دو کاربرد دارد: یکی کاربرد فلسفوی و جهان بینی، دیگری تکنولوژی ... فکر می کنم با اولی، که هدف من است، هیچ مشکلی نداشته باشید.

    از دومی هم در زندگی روز مره استفاده می کنید. ولی قسمتی از آن کاربرد جنگی و امنیتی و ... دارد.

    پاسخحذف
  13. با اجازتون به نظر من از چیزی بنویسید که خوب می‌شناسیدش مگرنه در این آشفته بازار کمکی می‌شود به جبش سطحی نگری جاافتاده. البته من به شخصه فرهنگٰ فلسفه علم و تاریخ رو دوست دارم؛ اما بازم به نظرم هرچی خودتون توش بیشتر مطالعه و تفکر داشتید بهتره

    پاسخحذف