۱۳۹۰ آبان ۲۷, جمعه

جنگ و صلح - (1) خائن کیست

به عبارتی دیگر: استدلال های ضعیف به کار برده  شده در مخالفت با جنگ (که می توانند نتیجه معکوس بدهند)
(کارتونی از مانا نیستانی)

"من تا سال 1933،  برای امتناع از خدمت سربازی تلاش کردم. اما زمانی که فاشیسم آمد، متوجه شدم اگر جهان به دست بدترین دشمنان بشریت بیفتد، این نقطه نظر پایدار نمی ماند. در برابر قدرت سازمان یافته تنها قدرت سازمان یافته وجود دارد. من هیچ راه دیگری نمی بینم، هر چند که از این بابت خیلی متاسفم" - آلبرت انیشتین.[1]

یکم - جملاتی مانند "ما در هر شرایطی با جنگ مخالفیم" یا "هر کسی در هر شرایطی از حمله خارجی به ایران حمله کند خائن است" را بارها خوانده و شنیده ایم. آیا منظور از هر شرایطی واقعن "هر شرایطی" می باشد؟ حتی اگر ایران به شرایط آلمان نازی برسد و میلیون ها یا ده ها هزار نفر را بکشد؟ کسانی که نوشته های تویتری و وبلاگ های دیگر من را (که فارسی نیستند) دنبال می کنند می دانند، به خوبی می دانند که من مخالف جنگم و در این تبلیغات ضد جنگی کم هم فعالیت کرده ام. همین جا صریحن اعلام می کنم که این ضد جنگ بودنِ امروزِمن فقط مربوط به شرایط امروز می باشد.

دوم - استدلالی چون "مریم رجوی و دسته اش که خائند خواهان جنگند، پس هر کس از حمله به ایران حمایت کند نیز خائن است" استدلالی است همچون استدلال سران حکومت که می گویند "چون دشمن از فلان کار شادمان میشود، ما برعکسش را می کنیم". 


انیشتین و بسیاری دیگر در زمان جنگ از سوی بسیاری از آلمانی ها "خائن" خطاب می شدند. لازم به گفتن نیست که امروز تاریخ و افکار عمومی آلمان از دید دیگری به مساله نگاه می کنند.   

دلیل نوشتن این مقاله تنها مخالفت من با چنین استدلال هایی نیست. بیشتر، این دو نکته را از این جهت نوشته ام: 

این دو نوع استدلال، که به زبان انگلیسی هم اینجا و آنجا نوشته می شوند، نه تنها به تبلیغ بر علیه جنگ کمک نمی کنند، بلکه می توانند خواننده "بی طرف" را به این باور فرو ببرند که مخالفان جنگ، استدلال های بهتری برای مخالفت با جنگ ندارند. این در حالی است که حامیان جنگِ آشنا با تاریخ جهان، به راحتی می توانند پیروز عقلانی بر چنین گفتاری باشند. این جا و آنجا دیده ام که حامیان کنونی حمله نظامی به ایران با اشاره به چنین استدلال هایی، مخالفان حمله نظامی به ایران را به "نادانی تاریخی و عقلانی" متهم کرده، قدرمندانه تر بر طبل جنگ می کوبند. 

در باب خیانت واقعی این نوشته قدیمیم را اینجا دوباره درج می کنم:

نتیجه لجاجت و خیال پردازی از نگاه تاریخی

یک سال قبل از پایان جنگ جهانی اول، آلمانی ها در خیال خامِ فتح بلژیک از یک طرف و شکست دادن هم زمانِ انگلیس و آمریکا با چند عدد  زیر دریایی از طرف دیگر بودند. اِرتسبِرگر(Erzberger)، وزیر وقت خزانه داری آلمان، متوجه تبدیل آلمان به یک دیکتاتوری نظامی شده بود.  او در سال 1917 گفت:" به دلیل نابینایی سران نظامی که بینشی کافی برای سیاست و ارتشِ ما نداشتند، امکانِ برآورده شدن صلح از بین رفت".

چند ماه بعد که خود او قرارداد آتش بس را در 11 نوامبر 1918 را امضا کرد و در یک سخنرانی در پارلمان آلمان چنین گفت: 
"هر قرارداد صلحی، پایان حسابِ یک جنگ است. هر کسی که جنگ را می بازد، صلح را می بازد، و چه کسی بین ما جنگ را باخت؟ من به شما این را ثابت کردم: کسانی که امکانات یک [قرارداد] صلح شایسته [1] را با بی منطقی بودن و لجاجت خراب کردند، مقصرند. مقصرِ اینکه [قراردادِ] صلحِ شایسته تری ممکن نبود کسانی هستند که حکومت قبلی را حمایت می کردند [...]. چون ما مجبور بودیم قرارداد صلح را امضا کنیم، ما برای گناه آن ها جریمه شدیم. آن ها هیچ وقت [دستشان] از این گناه پاک نمی شود، حتی اگر صد بار بگویند نه. آن ها از این گناه هیچ وقت بخشوده نخواهند شد، نه از سوی ما، نه در تاریخ و نه از طرف خودشان." پروتکل نوشته شده: صدای تشویق و دست زدن از طرف سوسیال دموکراتها (از سمت چپ) و وسط (میانه روها)، صدای غر غر از سمت راست (محافظه کاران). 
در این زمینه بخوانید:
راز سر به مهر: سلفی گری 
آوازه بر فراز دریای مه:  در بابِ جنگ: بيانيه‌اي از سرِ اجبار  
مجید محمدی در بی بی سی: سیاست در جهان غیر دموکراتیک، کسب و کار آلوده به خون

در همین وبلاگ: جنگ؟ جلوگیری از جنگ؟! ولی چگونه؟ یک راه حل جدی


دو نوشته احساسی و ضعیف در استدلال، یکی در حمایت و دیگری در مخالفت با جنگ:
علی میرفطروس: چرا حمله نظامی به رژیم ایران
(مثال: نویسنده، آلودگی هوا در اهواز که علتش خشک شدن تنب های آب در عربستان، عراق و کویت است را با آلودگی هوا در لندن و پاریس مقایسه کرده. البته از دلایل این آلودگی اثری در نوشته نیست. این آلودگی با اتاق های گاز نازی های آلمان مقایسه شده! یعنی نویسنده می خواهد بگوید آلودگی هوا به طور عمدی و برای کشتن مردم توسط جمهوری اسلامی به وجود آمده!)

رضا فانی یزدی: مشوقین و توجیه گران حمله نظامی به ایران چه می گویند؟
(مثال: "آتش توپها و تانکهای فاشیست های آلمانی و بمباران هواپیماهای آنها در اروپا و روسیه فقط کمونیست ها و نیروهای ضدفاشیست را تکه تکه نمی کرد ... در شهر درسدن (Dresden) آلمان که متفقیقن آن را تقریبا با خاک یکسان کردند، فقط نازی ها نبودند که در زیر خروارها بمب در زمین شخم زده از بمب ها دفن می شدند". آیا نویسنده انتظار داشت دنیا بنشیند و نگاه کند نازی ها چگونه دنیا را فتح می کنند و زندگی او را نابود کند، چون "جنگ بد است"؟ بله، حمله به آلمان تلفات غیر نظامی بسیاری داشت. اما اگر متفقین به آلمان حمله نمی کردند، تلفات جنگ خیلی بیشتر نمی بود؟!) 

منبع:
[1] Einsteins Erfahrungen in der Weimarer Republik, seine Haltung zum Faschismus

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر