۱۳۹۰ مهر ۸, جمعه

لیلی و مجنون ها را درک باید کرد، تابوها را باید شکست


خوانده بودیم که خود کشی نهال عاشقانه بود، در حالی که خودکشی بهنام بیشتر سیاسی بود و نتیجه شکنجه.

گفته های امیر شیبانی به دویچه وله اما دید ما را شاید کمی تغییر دهد (مصاحبه کامل را اینجا بخوانید). به گفته او:
یکم - به گفته امیر شیبانی، ۹ مرداد ۱۳۹۰، کوهیار گودرزی، بهنام گنجی و نهال سحابی همگی در خانه بهنام گنجی بازداشت شده‌اند.
دوم - نهال سحابی دوست صمیمی بهنام گنجی و در واقع معشوق او بود. آن‏ها عاشق هم بودند. من بهنام را می‏شناختم. زمانی که بهنام فوت کرد، من پست‏هایی در صفحه فیس‏بوک او می‏گذاشتم. نهال زیر آن پست‌ها کامنت می‏گذاشت. او خیلی اصرار داشت، مرگ بهنام یک مرگ عاشقانه بود و مرگ سیاسی نبود. 

سوم - خودکشی بهنام هم سیاسی نبود. خودکشی بهنام عاشقانه بود. بهنام در آخرین لحظات به این خاطر تصمیم به خودکشی گرفت که می‏خواست به نهال برسد ولی نمی‏توانست. خانواده‏‏ او موافق نبودند. نهال از لحاظ سن و سال از بهنام بزرگ‏تر بود و خانواده‏ او نمی‏توانست این مسئله را قبول کند.

آنکه حقیقت چیست و چه بوده را (دقیقن) نمی دانیم. ولی نکته سوم برایم عجیب نیست:

اینکه خانواده ها نمی خواهند پسرشان با دختری که سنش بیشتر از پسرشان ازدواج کنند، اینکه ایرانی ها برایشان آسان نیست که فرزندانشان با یک غیر ایرانی ازدواج کنند (به خصوص اگر طرف افغانی یا عراقی باشد) و یا حتی با کسی از قشری دیگر ... اینها برای ما آشنا هستند وهمیشه وجود داشته اند. اینها تقصیر یک خانواده نیستند، از طرف جامعه پرورده می شوند و به خانواده ها تحمیل می شوند. همین طور است غیرت و تعصب نسبت به خواهر و ناموس که برایش چاقو کشی می کنند، ولی در دل به آن اعتقادی شاید نداشته باشند. خاصه ایرانی بودن ما این ها نیستند، در غرب هم هنوز این مشکلات وجود دارند، ولی به مرور زمان کمتر شده اند این مشکلات.

قصه لیلی و مجنون را همه دوست داریم و به حالشان گریسته ایم. وقتی اما نوبت تصمیم گیری به ما می رسد هم باید به فکر لیلی و مجنون باشیم...  لیلی و مجنون ها را باید درک کرد. تابوها را باید شکست. مرزهای عشق را باید ویران کرد. ما نسل آینده ایم. بیایید این مرزها را برای فرزندانمان نیافرینیم.

Balatarin

۲ نظر:

  1. موضوع به این مهمی حتا یه نظر هم ندادن .اما موقعش که بشه همه مدرنند اندر جهان ولنگه ندارند. این یعنی چی /؟ بله طبق فرمایش شما تابوها را حداقل بار گردن بچه هامان نکنیم. یعنی اینو هم نمیتونیم؟ بعد همه چی رو میذاریم پا اسلام باباجان نصف مشکلات ما ازرسم ورسوم خودمان است ...و اما شرمنده امشب پیدات کردم وئه چرخی تو وبلاگت خوردیم .تمرین دموکراسی پیش فنگ

    پاسخحذف
  2. اگر اشتباه نکنم آن زمان هنوز گودر سر جاش بود و دوستان در گوگل ریدر کامنت می گذاشتند. البته الان هم به خاطر فیلترینگ بیشتر دوستان از گوگل پلاس استفاده می کنند.

    امیدوارم از بقیه مطالب لذت ببرید و یک خواننده خوب را به وبلاگ جلب کنم.

    پاسخحذف