۱۳۹۰ شهریور ۳۰, چهارشنبه

من، نیما، جاسوسِ واتیکان


 پاپ اعظم به زودی به آلمان می آید و از چند شهر وطنش، آلمان، بازدید می کند. عده ای زیاد از او استقبال خواهند کرد. وضعیت شهرها به طوری استثناعی امنیتی خواهد شد. در بعضی از مناطق حتی دوچرخه سواری ممنوع خواهد شد. عده ای بر ضد سیاست کلیسا، بر ضد سیاست آلمان و بر ضد خرج این سفر نیز تظاهرات خواهند کرد. این که پلیس آلمان چگونه با معترضان رفتار خواهد کرد را خواهیم دید. پاپ اعظم در پارلمان آلمان سخنرانی ای نیزخواهد داشت. البته نه به عنوان پاپ، بلکه به عنوان رهبر کشور واتیکان! تا به حال حدودن صد نفر از نمایندگان گفته اند که در این سخنرانی به نشانه اعتراض به سیاست های زن ستیز و دباش گرستیز پاپ حاضر نخواهند شد. 

 در ضمن جالب است که بدانید دولت آلمان سالانه 15 میلیارد یورو به کلیساها پول می دهد! پولی که کلیسا از اعضایش می گیرد (ماهانه 30 یورو)، یعنی کسانی که هنوز عضو موسسه کلیسا هستند، شامل آن 15 میلیارد نمی شود. حدودن بیست تا سی در صد مردم آلمان هنوز عضو کلیسا هستند که البته خیلی هایشان حتی خدا را قبول ندارند، ولی به دلایلی مختلف ترجیه می دهند عضو کلیسا بمانند. 
این ها همه شده بود بحث من و چند تن از دوستان آلمانی ام. من از حرکت آن صد عضو پارلمان دفاع می کردم و یکی دیگر از دوستانم (بگوییم میشائل) با من مخالفت می کرد. یک گروه از من حمایت می کرد، گروه دیگر از میشائل که اتفاقن خیلی هم غیر مذهبی و بی خداست. در مورد 15 میلیارد همچنین. من شده بودم سخنگوی مخالفان، او سخنگوی موافقان. یکی از حامیان استدلال های من گفت: "نگاه کنید چگونه یک ایرانی دارد به ما آلمانی ها درس سکولاریسم می دهد". همه زدیم زیر خنده. 
بحث ادامه پیدا کرد و تند شد و صداها بلند شد و درجه احساسات رفت بالا. مثل آن وقت ها که ما ایرانی ها دو دسته می شدیم، یک گروه موافق خاتمی بود، دیگری مخالف و بحث داغ می شد. همه نظرشان را صریح و تند می گفتند. میشائل یوهو در آمد و گفت: " بچه ها، نیما جاسوس واتیکانِ. نظراتِ تند میده تا از دل ما عقایدمان را نسبت به واتیکان و کلیسا بیرون بیاره". کلی خندیدیم.

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر