۱۳۹۰ تیر ۲۱, سه‌شنبه

فعالیت آری، ولی نه بیش از توان جامعه

حقیقت هایی از درون ایران به روایت داخل نشینان - قسمت دوم: فعالیت آری، ولی نه بیش از توان جامعه

وقتی از ایران خارج می شوید و چند هم وطن را می بینید، منتظز این سوال (مسخره ولی جایز) باشید: آینده ایران را در چند ماه یا چند سال آینده  چگونه می بینید؟ می دانم. این سوالی است بچگانه. می دانم که کسی نمی تواند آینده ایران در کوتاه مدت را پیش بینی کند. اعتقادی به ارتباط با جن و پری، خواب خوانی و فال گیری هم ندارم. با این همه، این سوال را از همه ایرانی هایی که ملاقات کردم  پرسیده ام. از روی ضعف و ناتوانی ام، از سرعشق به میهن، از روی هم دردی با زندانیان سیاسی، برای پناه بردن به رویایی به نام آینده ای بهتر. جوابی که می گیرم اما آن چیزی است که می دانم  ولی نمی خواهم بشنوم: "نمی شود گفت". پایان یک رویا ...  فرصتی برای خیال پردازی نیست. باید فرصت این دیدار را قنیمت بشمرم، وقت کم است ... 
 
سوال: جنبش چگونه می جنبد؟ امیدی هم هست؟ در مقاله قبلی اشاره ای انتقادی به این موضوع شد، اما بنا به گفته همان دوستِ (بدبین) ما ...

تحولی در جامعه ایران  به وجود آمده که در چندین سال گذشته  بی نظیر است. جنبش آزادی خواهی،  تا حدودی سرکوب و خاموش شده، ولی هیچ وقت مانند امروز دوام نداشته. تظاهرات دانشجویان معمولن به خیابان ها کشیده می شوند. تظاهراتی وسیع بیش از یک بار در سال رخ می دهد. اعتصاب دانشجویان تقریبن همه جنبه سیاسی - اجتماعی دارند. جنبش سبز را شاید باید ادامه حادثه کوی دانشگاه بعد از تعطیلی روزنامه سلام دانست که هر چند چند روز پایتخت را به نا آرامی کشید، سرکوب و خفه شد. جنبش سبز اما هنوز کاملن خفه نشده. سالگرد انتخابات و تظاهرات سکوت این امر را ثابت می کند: جنبش، حتی اگر بسیار ضعیف تر از گذشته شده باشد، هنوز زنده است. با وجود حضورپررنگ  نیروهای امنیتی، با وجود سرکوب ها، با وجود فضای رعب و وحشت، باز هم بودند شیر زنان و شجاع مردانی که به خیابان ها آمدند و با سکوتشان فریاد نارضایتی را سر دادند. مردم هنوز در "جنبش" اند.



هدفم این نیست که در اینجا فقط به تعریف از جنبش سبز اکتفا کنم. نکات مهمی را این دوست و یک دوست دیگر بیان کردند که شایان ذکر است و می تواند برای فعالین جنبش سبز در ایران هم جالب باشد. خلاصه اش این است: نباید بیش از حد توان جامعه، تظاهرات برگزار کرد و مردم را به فعالیت پر هزینه فراخواند.

اشاره کردند به انقلاب اسلامی و اینکه حتی در آن روزهای تند انقلابی، خمینی حد اکثر هر چهل روزی یک بار مردم را به تظاهرات دعوت می کرد، مثلن در چلّه قربانیان انقلاب. خمینی اگر هم از خیلی چیزها سد در نمی آورد، انقلاب کردن را که دیگربلد بود، این را تاریخ ثابت کرده. تظاهرات هفتگی بهمن ماه اما از نظر این دو دوست باعث نا امیدی و ضعیف تر شدن بخشی از جنبش سبز شد و به همین دلیل نتوانست دوام بیاورد. 

کسانی که قصد هدایت یک جنبش را دارند، باید توانایی این را داشته باشند که سطح آمادگی مردم برای پرداخت هزینه را خوب درک کنند. حضور بیش از حد کم یا زیاد در خیابان ها، هر دو می توانند جنبش را فرسایش می دهند. شاید این امرمهم ترین دلیل بر اهمیت هدایت جنبش از درون کشور باشد.  

ادامه دارد

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر