۱۳۹۰ تیر ۱۵, چهارشنبه

همه مخالفند، اما ...

حقیقت هایی از درون ایران به روایت داخل نشینان - قسمت اول: همه مخالفند، اما ...

چند هفته اخیر، این شانس را داشتم که با عده ای از هم وطنان که از ایران آمده بودند ملاقات و گفت وگوهایی مفصل داشته باشم. تعدادی از این دوستان نه تنها با تاریخ معاصر ایران بسیار آشنا تر از من هستند، بلکه بنا به سنشان انقلاب و کودتای دوران مصدق را خود تجربه کرده اند و مبارزات آن زمان را به یاد دارند. به قول بعضی از فعالان داخل نشین، فرصتی است برای توهم زداییِ خارج نشینی مثل من. خوشبختانه این فرصت و ملاقات ها در چند هفته ی آینده هم ادامه خواهد اشت. سعی می کنم مهم ترین نکات این گفت و گوها را در هفته های آینده در این وبلاگ بنویسم.

در این نوشته می خواهم به یکی از حقیقت هایی که حداقل در اینترنت به آن کم توجه می شود بپردازم. حقیقتی که شاید بدون آنکه یکی از این دوستان می گفتند، می توانستم خودم هم آن را بدانم، ولی احتمالن نمی خواستم. این از آن حقایق تلخ است که باید دانست و حتی راه حلی برایش پیدا کرد.  فرار از آن ها ما را کمکی نکند. فکر می کنم تنها خارج نشینی نباشم که مشکل زیر را کم اهمیت گرفته باشد.  

سوال من از یکی از این دوستان این بود که حدودن چقدر از مردم ایران مخالف وضع موجود، حدودن چند درصد، هم مخالف خامنه ای و هم مخالف احمدی نژاد هستند. جواب این بود که این اصلن مهم نیست. برایم توضیح داد که در جلسه ای که افرادی در حد خود تحصیل کرده ( البته بدون اطلاعات عمومی، ادبی و تاریخی) که همه خود را مخالف نظام می دانند صحبت از یارانه ها شده. شخصی، یک پزشک، می گوید شاید بهتر باشد برویم برای یارانه ها ثبت نام کنیم، نکند وضع فرزندانمان برای قبولی در کنکور سخت تر بشود. به گفته این دوستان، افراد حاضر در این جلسه همه در حرف مخالف تر از او بودند. یعنی در هنگام گفتگو به او می گفتند "این ها خیلی بدتر از آنند که شما فکر می کنید، باید کارشان را تمام کرد"، ولی خود از ترسی که من آن را بی دلیل می دانم، حاضر به همکاری با حکومت باشند، یعنی مثلن فردا در انتخابات مجلس شرکت کنند تا مبادا فردا برایشان مشکی به وجود آید. شاید و امیدوارم موارد استثنایی در کشور بوده باشند، ولی حقیقتی است که در جامعه ایران وجود دارد.

این دوست مثال دیگری آورد که مربوط به امروز نیست، مربوط به زمان بنی صدر است و زمانی که خمینی شرکت در انتخابات را تکلیف شرعی دانست. بعد از انتخابات، در جلسه ای حضور داشته که همه به این تعیین تکلیف فحش می دادند. یکی از اشخاص حاضر در همان جلسه رو به این دوست می کند و می گوید " ببین چگونه همه دارند فحاشی می کنند، ولی من همه این ها را از نزدیک می شناسم. باورت می شود ما تنها اشخاصی هستیم که در انتخابات شرکت نکردند؟".

نتیجه اینکه عده ای مخالفند، ولی نه تنها حاضر به هزینه دادن نیستند، بلکه برای سودهای شخصی خود (حتی اگر وجود نداشته باشند)، حاضر به همکاری نسبی با حکومت هم هستند. البته اسمش را همکاری نمی توان گذارد. آیا این اشخاص آگاهیشان کم است؟ یا نمی خواهند آگاه شوند، چون به قول کانت "فکر کردن سخت است". چگونه می توان اینگونه افراد را، که بنا به گفته این رفیق من "تعدادشان کم هم نیست" تشویق به فکر کردن کرد؟ اصلن ارزشش را دارد که امروز وقتمان را بر ایشان تلف کنیم؟(1) به هر حال امروز نمی توانیم روی این دسته از مخالفان وضع موجود، حساب کنیم. حداقل در محاسباتمان باید حقیقت وجود این اشخاص را هم دانست. 

پاورقی
1- در زمان انتخابات وضع فرق می کرد، چرا که قانع کردن چنین افرادی به رای دادن به موسوی یا کروبی چندان سخت نیست.
2- نگران نباشید، نکات مثبت هم زیاد بود. در آینده ای نزدیک به آن ها هم خواهم پرداخت. 

Balatarin

۱ نظر:

  1. این نوشته کاملا منطبق با واقعیتی هست که منم هر روز دارم می بینم

    پاسخحذف