۱۳۹۰ تیر ۵, یکشنبه

حمایت از پایان اعتصاب غذا - آری یا نه؟

چند روزی بود می خواستم در رابطه با اعتصاب غذاها بنویسم. اما هر بار موفق نشدم. دو دلیل هم داشت: یک - حس نوشتن نبود، چون هر بار که شروع به نوشتن می کردم، فکر کردن درباره شرایط کشور و احساس ناتوانی داغونم می کرد. دو - جواب سوالی را که می خواستم در نوشته ام بدم را خودم هم نمی دونستم.

سوال این بود:
چندین بار چندین فعال سیاسی اعتصاب غذا کرده اند و مطمئنن این دفعه آخرین بار نخواهد بود. هر دفعه هم ایمیل و پتیشن و ... دریافت می کنیم که نامه درخواست پایان اعتصاب آن فعالین را امضا کنیم. این امضا کردن ها صحیح است یا نه؟ امضا کنم یا نه؟ 

مشکلات جواب سوال:

یک - از یک طرف خانواده های زندانیان را می بینیم و دلمان به درد می آید. آن ها نگران عزیزان خود هستند - ما هم نگرانیم، ولی احتمالن نگرانی این عزیزان قابل مقایسه با نگرانی ما  نیست - و در بیشتر موارد  به صورت کاملن طبیعی سعی می کنند تا عزیزانشان به اعتصابشان پایان دهند. بنابرین ما نیز باید آن ها را حمایت کنیم.

دو - از طرف دیگر زندانیان سیاسی خود بهتر از هر کسی شرایط خودشان را می شناسند. غذا نخوردن بس سخت است و نیاز به اراده ای قوی دارد. اراده ای که به همین راحتی به وجود نمی آید وچندین روز پابر جا نمی ماند. به یاد داشته باشیم که بهمن امویی قبل از کودتای هشتاد و هشت مخالف اعتصاب غذا بود و اکنون در بین اعتصاب کنندگان است. ما با چه حقی می توانیم از آن ها چنین تقاضایی کنیم؟

سه - چند دفعه نسرین ستوده اراده کرد اعتصاب بکند و ما اراده اش را شکستیم؟ برای آزادی اش چه کردیم؟ شاید اگر اعتصابش را ادامه  داده بود مانند باقی آزاد می شد، شاید هم، زبانم لال ... .     

چهار - مقلد کسی هم نیستم که به جای من فکر کند و برایم تعیین تکلیف کند و کارم را راحت کنم. به قول سارتر انسان مجبور است که آزاد باشد و این آزادی در تصمیم گیری چندان آسان نیست. آزادی با مسئولیت همراه است.

فکر می کنم جواب مشخصی وجود نداشته باشد. فعلن که تصمیم گرفته ام چنین نامه هایی را حمایت نکنم. البته نقدی هم بر امضا کنندگان ندارم.

اما چه می توان کرد؟ من خارج نشین فقط می توانم خبر اعتصاب را برای خارجی هایی که هنوز هم اخبار جنبش سبز را دنبال می کنند به زبان هایی که بلدم ترجمه کنم و یا کارهای کوچک دیگری در همین حد.  

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر