۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۰, سه‌شنبه

عرب ستیزی و امکان یک فاجعه

بارها در تاکسی ها شنیده ام صدای مردمی را که می گویند "این آخوندها عرب هستند و آمده اند و کشور ما را گرفته اند" و استدلال هایی این گونه: "کسی که سیّد است، ریشه اش بر می گردد به حضرت محمد که عرب بوده، بنابرین اینها عربَند". و یک عده هم می گویند "البته حتمن شنیده اید که لقب سید را عده ای با پول خریده اند".  حرفهایی که در سطح جامعه، حداقل درقشر متوسط، بارها شنیده می شود. تصور کنید یک شخص یا گروهی بیاید و از فرهنگ قدیمی ایران سخن بگوید و در عین حال ریشه مشکلات امروز ایران و ایرانی را عرب و فرهنگ عربی بنامد. 

تصور کنید این شخص یا گروه، هم مخالف جمهوری اسلامی و هم مخالف احمدی نژاد باشد - هستند کسانی که معتقد باشند احمدی نژاد با جمهوری اسلامی مشکل دارد-. بگوید، ما باید "اعراب وحشی سوسمارخور" را از کشور بیرون کنیم تا مشکلاتمان حل شود. همه مشکل ها را بر گردن یک عده بیندازد و برایشان دلیلی بیاورد. سخنرانی کردن را اگر خوب بلد باشد، بعید نیست بتواند توده ای بزرگ از مردم را با خود همراه کند. شخصی باشد نظیر اسفندیاررحیم مشائی، بدون این که میانه اش با احمدی نژاد خوب باشد و از امام زمان حرف بزند. بداند چگونه از تنشهای 1400 ساله میان ایران و اعراب می توان نهایت استفاده را کرد.

-راستی، چرا تظاهرات اخیر اعراب بازتاب چندان بزرگی در ایران نداشت؟-

نتیجه اش می تواند -در بدترین حال-  چنین باشد ( تاریخ و بشریت اثبات کرده اند که ممکن است):


هولوکاست اتفاقی نبود که یک شبه یا در عرض چند سال انجام شود. قرن ها دشمنی و بدبینی روی هم جمع شده بود تا مورد سوءِ استفاده قرار بگیرد، در زمانی که فقر و بی کاری نارضایتی های مردم را بالا برده بود. همسایه های یهودی آلمانی ها که ناپدید شدند، دو خیابان که یک روزه خالی از ساکنینش شد، کم بودند کسانی که حاضر شدند برای دفاع از "همسایه یهودی" خود، بپرسند "همسایه ام کجاست". 

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر