۱۳۸۹ اسفند ۲۸, شنبه

درس اخلاق به نرخ روز

مردم به خیابان ها آمدند. همه جور بلایی سرشان آمد. کتک خوردند، زندانی شدند، کهریزکی شدند، کشته شدند، چشمشان سوخت، شغلشان را ازشان گرفتند، از حقوقشان محروم شدند. کم بود؟ 

خیلی ها دستگیر شدند، یک عده گفتند برویم به اوين، آنجا جمع شویم تا همه آزاد شوند. دیگران از خارج گفتند بروید. یک عده دیگری گفتند از نظر اخلاقی درست نیست که از خارج مردم را شیر کنید، و چقدر حرفشان درست بود. ولی ...

خواستیم صدای تظاهرات کنندگان را به خارج منتقل کنیم. و کردیم ... البته یک عده هم دروغ پخش کردند که اقلیتی بودند و هستند، بماند ... نظراتمان را بیان کردیم، یک عده استقبال کردند، یک عده گفتند "خفه شو". خفه نشدیم و معتقدیم حرکمتان صحیح است...

دهانم از تعجب باز می ماند، وقتی خارج نشینانی را می بینم که تا امروز از اخلاق حرف می زدند، حداقل  وقتی که مجید و صدها دانشجوی دیگر، و البته روزنامه نگار و وکیل و کارگر و استاد دانشگاه و ... زندانی بودند از اخلاق حرف می زدند، اما حالا که موسوی و کروبی زندانی شده اند همه توهینی به مردم می کنند، که "یه خیابان ها بروید، ای مردم ترسو" و" چرا ایران قیامت نشده" و امثال آن. اگر در سال گذشته سرکوب بود، امسال هم هست. جو هم همچنان امنیتی است. آیا تغییری کرده؟ مردم هم تلاش خودشان را کردند. مگر تعداد کمی به خیابان ها آمدند که هر توهینی به این ملت می کنید؟ مگر کتک نخوردند و باز به خیابان ها نیامدند؟ ولی درس اخلاق وانصاف را می توان هر روز تغییر داد، نَه؟

پا ورقی
حرف دل بود، از ته دل نوشته شد، بدون فکر کردن زیاد

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر