ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

اعدام های عجولانه

بر سر متکی، رامین و مشائی افتادن به جون هم دیگه. رحیمی هم باعث شده دعوای قدیمی بین مجلس و دولت بزرگتر واضح تر بشه (در بی بی سی بخوانید). حکومت اسلامی هم عصبانی است. مبادا مردم فرصت خوشحال شدن پیدا کنند؟

عجولانه فرمان اعدام می دهد.

Balatarin

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۶, دوشنبه

انتظار

1) انتظار دارید جمهوری اسلامی با افرادی که جلوی یک اعدام را گرفتند هیچ بر خوردی نکند؟!

2) انتظارن دارند خانواده ی حبیب الله لطیفی دست هایشان را روی هم بیندازند حبیب را اعدام کنند؟!

Balatarin

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۳۰, سه‌شنبه

"خوش به حال بنزین که آزاد شد"

از وقتی که یارانه ها حذف شده اند بد جوری یادم به خانمی مسن از قشر محروم جامعه افتاده. خانمی که در بچگی، وقتی که پدر و مادرم سر کار بودند از من مراقبت می کرد، ولی من اسمش را هم نمی دانم. صدایش می کردیم مادر فلانی. چقدر دوستش می داشتم. همیشه با هم ناهار می خوردیم و هر روز برای من  قصه ی روز قبل را تعریف می کرد. 

هر دفعه که به ایران می روم، سعی می کنم او را ببینیم. در یکی از این سفرها، فکر کنم یکی دو سال بعد از این که احمدی نژاد برای بار اول رئیس دولت شد را خیلی به خوب به یاد دارم. یکی از اولین سوالاتم این بود: در مورد احمدی نژاد چه فکر می کنی؟

Balatarin