۱۳۸۹ مرداد ۸, جمعه

ما می خواهیم بدانیم، آقای موسوی

 آقای موسوی: می دانید که خیلی ها می خواهند که ما ندانیم. آن ها که اینترنت را سانسور کرده، روزنامه نگاران را به زنجیر کشیده و علوم انسانی را دشمن تلقی کرده و می کنند. آن ها که می خواهند ما در جهل همیشگی بمانیم.

آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند

ما می خواهیم بدانیم، آقای موسوی! مگر نه اینکه نقطه یِ قوتِ جنبشِ سبز، آگاهی آن است؟ مگر نه اینکه ما با وبلاگ هایمان باید برایِ آگاهیِ مردمِ ایران بکوشیم؟ مگر نه اینکه نتیجه آگاهی و دانستن، پایان استبداد خواهد بود؟ پس سخن بگویید.  به قول شاعر  

Balatarin

۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

چرا خارج نشینان انتقاد نکنند؟

کم ندیده ام فعالان جنبش سبز را که می گویند: خارج نشینان حق ندارند بگویند مردم ایران باید چه کارهایی را انجام دهند و چه کارهایی را نه. البته بسیاری از همین فعالین خود در خارج از ایران به سر می برند.

به گمانم، از نظر اخلاقی واقعن درست نیست که کسی که در خارج از کشور و در امنیت زندگی می کند از ایرانیان ساکن ایران انتظار داشته باشد که به خیابان ها بروند و هزینه ای را بپردازند که خود حاضر به پرداخت آن نیست. به نظر من، حتی اگر یک نفر در ایران خود به خیابان ها برود و یاچیزی بنویسد و بابت آن هزینه هم بپردازد، نمی تواند از دیگران انتظار داشته باشد که آن ها هم حاضر باشند همان هزینه ها را بپردازند.

Balatarin

۱۳۸۹ تیر ۲۳, چهارشنبه

همه کيهان شده‌ايم...، هوشنگ اسدی

حتمن بخوانید:
"همه به جان هم افتاده‌ايم. تاب هم را نداريم. رقابت را جای رفاقت نشانده‌ايم. اين روی صحنه است. پشت سر برای هم خنجر می‌کشيم. دشنام می‌دهيم. يکديگر را مامور می‌خوانيم. حتی به بچه‌های زندانی هم رحم نمی‌کنيم. از زبان باندهای بی‌شمار که درست کرده‌ايم به نام زنان و حقوق بشر و روزنامه‌نگاران و....خبرهای پلشت از رقبای زندانی پخش می‌کنيم. اين يکی ساخته، ديگری باخته."
"حتی لحظه‌ای فکر نمی‌کنيم که نابودکردن زندانی و درهم‌شکستن او اگر با شکنجه ميسر نشود، از راه توطئه و تفتين و شايعه به نتيجه می‌رسد.اين شيوه‌ای کهنه است. ماموران امنيتی خبرهای دروغ می‌پراکنند ، شايعه‌ها را منتشر می‌سازند و ما که قربانيان آن‌هائيم ، دام امنيتی را به‌عنوان حقيقت و دفاع از حقانيت، در سراسر جهان پهن می‌کنيم. ما، ناخواسته مامور امنيتی می‌شويم. سخن "سربازان بدنام امام زمان" را کسی باور نمی‌کند. اما وقتی نام‌داران ردای آن‌ها را بر تن می‌کنند، دروغ به واقعيت و پلشتی به حقيقت مبدل می‌شود".

Balatarin

۱۳۸۹ تیر ۲۰, یکشنبه

جنبش سبزو پیوستن به تجمع بازاریان: آری یا خیر؟

یک سال 
نه، 
یک سال و یک ماه گذشت.

مردم را به جرم پرسیدن" رای من کو" زدند، به زندان انداختند و باز زدند و آن قدر زدند تابه قتل برسند. در خیابان ها به سوی جوانان شلیک کردند، عده ای را اهم عدام کردند. خیابان ها پر بودند. پر از مردمی شجاع که به این همه اعتراض کردند.

Balatarin