۱۳۸۹ آبان ۴, سه‌شنبه

زهرا رهنورد، شخصیتی جدید در مصاحبه ای جدید؟

بدون پرده شروع کنم: مصاحبه جدید زهرا رهنورد با سایت کلمه مرا کمی از ایشان نا امید کرد. اثری از آن رهنوردِ روشنفکری که بعد از انتخابات می شناختیم در مصاحبه جدید دیده نمی شود.اگر حرف هایش را با مصاحبه های اخیرش با خودنویس و روزآنلاین مقایسه کنیم، شاید فکر کنیم با دو شخص متفاوت مصاحبه انجام شده است. کجاست آن رهنوردی که جواب نیک آهنگ کوثررا با  گفتن "من فکر می‌کنم اگر موسوی یا آقای کروبی در این انتخابات رییس جمهور می‌شدند قطعا رییس جمهور موفقی نبودند" صداقت خود را به رخ خواننده منتقد کشاند؟ 

به یاد می آورم آن رهنورد را که در جواب فرشته قاضی گفت: "اما اینکه حاکمیت توتالیتر فعلی ممکن است از این نقدها خیلی خوشحال شود و فکر کند جنبش تضعیف می شود، اهمیتی ندارد. من معتقدم که نقد باعث پیشرفت و رشد جنبش می شود."این زهرا رهنوردی بود که من و امثال من دوست داشتیم. بر پایه ی این گونه جمله هایش از او طرفداری کردیم و فکر کردیم در مورد گذشته خودش لابد صلاح نمی بیند که حرف بزند، ولی حتمن تغییر کرده، رشد کرده. البته در حدّ خودش. حتمن برایش خطر ایجاد می کند، اصلن برای چه خود را به خطر بیندازد. پس سکوت کردیم. حداقل در وبلاگ شخصی و وب سایت های عمومی. با دوستانمان و خانواده مان که در مورد همه چیز بحث می کنیم.

ولی امان از این مصاحبه اخیر که به خاطر آن خود را مجبورمی بینم چند خط زیر را بنویسم. به خصوص این جمله خانم رهنورد:
"در این سی سال معترض تر از من کسی وجود نداشته"
 به راستی چه طور رهنوردِ صادقِ ما یک شبه چنین از خود متشکر می شود؟ احترام آن هایی که در سی سالِ اخیر مبارزه کردند، اعدام شدند، شکنجه و زندانی شدند، استادانِ دانشگاهی که به خاطر زیر بار نرفتن از کشور اخراج شدن چی؟ بله، انتظارم از رهنورد خیلی بیشتر از این ها بود.

رهنورد توضیح می دهد که "در نتیجه من نیز از کسانی بودم که در سانسور شدید قرار گرفتم". بله خانم رهنورد. دیگران حتی اجازه زندگی در وطن را نداشتند. اجازه زندگی کردن را نداشتند. از وطن رانده شدند، از پدر و مادر ربوده شدند، با یک طناب کشته شدند، چون ازرهنورد معترض تر بودند.

 دلم می خواست از خانم رهنورد بپرسم: آیا به روزنامه ها آن جوابی را می دهید که فکر می کنید خونندگانش دوست دارند یا جوابی را که به آن عقیده دارید؟چرا این همه تفاوت در این مصاحبه با آن دو مصاحبه دیگر؟

چند نمونه دیگراز جمله های خانم رهنورد رادر مصاحبه جدید ببینیم:
"در برنامه های تبلیغاتی نیز نخست من سخنرانی می کردم و سپس ایشان صحبت می کردند و خوب تمام این ها مردم خصوصا زنان را جذب کرد و دیدند که خواسته هایشان از زبان یک زن در طول انتخابات در حال بیان شدن است و رای بسیاری را برای کاندیدای اصلاح طلبان آورد که منجر به آن تقلب گسترده یا کودتای انتخاباتی شد."
ما را بگو، فکر می کردیم خانم رهنورد میدانند که مردم به موسوی رای دادند برای اینکه ازاحمدی نژاد بیزار بودند. البته موسوی بر این نکته آگاه است و به آن در آخرین بیانیه خود اشاره کرده.
"جنبش سبز به نظر می آید که تازه متولد شده اما جنبش سبز همیشه بوده و این آرمان های همیشگی ما بوده است. من و موسوی باهم مبارزات را شروع کرده ایم و باهم نیز پیش می رویم."
من واقعن گیج شده ام.این مبارزه ی موسوی و رهنورد سی سال پیش یا یک ونیم سال پیش آغاز شده است؟
   
البته جواب آن هایی را هم که همیشه به موسوی و رهنورد فحش می دادند و الآن میخواهند به من بگویند ما که از اول گفتیم را هم بدهم: کلامتان را درست کنید، به جای فحش دادن، حرفِ  منطقی بزنید با کلامی محترمانه، تا ما به حرف شما محترمانه گوش کنیم. البته اگر توانِ حرف زدن منطقی را دارید. این جواب هم برای کسانی که در طرفداری از رهنورد به من می خواهند فحش بدهند کافی است. اگر از این دو گروه هستید، جواب دیگری از من نمی گیرید.

Balatarin

۱ نظر:

  1. فتنه احمدی‌نژاد. سلام، الان تازه متوجه شدم چرا در سالروز وفات امام خمینی ، حضرت امام خامنه‌ای فرمودند که خود امام خمینی بارها فرمودند اشتباه کردند و منظور ایشان از این حرف چه بود . با رفتار اخیر رئیس جمهور بالاخره روشن شده است که احمدی‌نژاد با دادن نتایج آرا دروغی انتخابات به امام خامنه‌ای، باعث شدند که حضرت امام خامنه‌ای در ملا عام اعلام کنند که حمایت از احمدی‌نژاد بعد از انتخابات، اشتباه بوده است. فتنه اصلی‌ زیر سر احمدی نژاد و خائنین امثال خودش بوده و هست.ای کاش دسته احمدی‌نژاد هم سر به خیابان بگذارند شخصاً ترتیب ایشان را هم از پشت بام خواهم داد. سرباز ولایت من هستم نه آن مشائی دزد.

    پاسخحذف